امروز: دوشنبه 26 آذر 1397 برابر با 17 دسامبر 2018

«کژال» گرفتار سلیقه مدیران شده است

«کژال» گرفتار سلیقه مدیران شده است
کارگردان فیلم «کژال» با اشاره به اینکه این فیلم اولین جایزه جهانی خود را دریافت کرده است، ابراز امیدواری کرد شرایط اکران آن در ایران فراهم شود.
نیما یار و پس از دریافت جایزه «نتپک» در بیست و دومین جشنواره فیلم «شب‌های سیاه تالین» که یکی از ۱۵ جشنواره رده الف جهانی است، بیان کرد: «کژال» در اولین حضور خود در یک رقابت جهانی، در جشنواره شب‌های سیاه تالین شرکت کرد و جایزه نتپک را که به شبکه ارتقای سینمای آسیا اختصاص دارد دریافت کرد و برای این حضور جهانی برنامه‌ریزی‌های دیگری شده است.
او که پنج سال قبل این فیلم را ساخته در پاسخ به اینکه چرا زودتر آن را در جشنواره‌های خارجی شرکت نداده است؟ گفت: هدف اول من این بود که «کژال» در ایران نمایش داده شود چون این فیلم را برای مردم ایران ساخته بودم، اما وقتی از اکرانش ناامید شدم پخش بین‌المللی را شروع کردیم که در اولین حضور هم موفقیت آمیز ظاهر شد.وی با اشاره به اینکه با توجه به بروز مشکلاتی در صدور ویزا امکان حضور در جشنواره را نداشت، ادامه داد: به نمایندگی از من شخص دیگری در جشنواره حضور یافته بود اما برای دریافت جایزه تصمیم بر این شد که بازیگر فیلم آن را دریافت کند.یار درباره پیگیری دوباره برای اکران عمومی فیلمش گفت: در زمان مدیریت آقای حبیب ایل بیگی در معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی پیگیر اکران فیلم بودم اما لیست بلند بالایی از اصلاحات به من دادند که حذف آن‌ها باعث آسیب و بروز مشکل زیاد در فیلم می‌شد و من با آن‌ها مخالفت کردم، به همین دلیل فیلم امکان نمایش پیدا نکرده در حالی‌که به اعتقادم من «کژال» هیچ مشکلی برای اکران ندارد و صرفاً دچار حساسیت ها و سلیقه برخی مدیران شده است. فیلم سینمایی «کژال» به کارگردانی نیما یار به عنوان نماینده ایران در بخش رقابتی فیلم‌های اول و دوم جشنواره‌ «شب‌های سیاه تالین» حضور داشت. این فیلم که قصه‌ای واقعی از دختری دانشجو است که در مرز کردستانِ ایران و عراق ناچار به کولبری می‌شود، در شرایطی سخت میان کولبرها و مناطق ناامن مرزی کردستان ایران و عراق تهیه شده است.‎فیلم‌نامه «کژال» با بازی سمیرا زکائی و مریم بوبانی، توسط آرمین ایثاریان و طرحی از نیما یار به نگارش درآمده است.کارگردان این فیلم اخیرا درباره دلیل حضور نداشتنش در جشنواره‌ی تالین گفته بود: رفتار سفارت برای بررسی مدارک من بسیار توهین‌آمیز بود و دلیل رد کردن درخواست صدور ویزای مرا مشخص نبودن دلیل سفر و نیز محل اقامت عنوان کردند، در حالی که این شوخی است چون من بنا به پذیرش فیلم در جشنواره تالین و دعوتنامه‌، قصد سفر داشتنم و وقتی هم اعتراض کردم گفتند موضوع را بررسی می‌کنند اما یک ماه دیگر جواب می‌دهند و این کاملا یک بازی است چون نمی‌خواهند مستقیم جواب دهند.

وقتی شعرهای «مریم حیدرزاده» رنگ می‌گیرند!

وقتی شعرهای «مریم حیدرزاده» رنگ می‌گیرند!
«سعی کردم احساسی که در ترانه‌ها و شعرهایم وجود دارد را در نقاشی‌هایم نیز پیاده کنم؛ چرا که در همه جای دنیا، شعر و نقاشی با هم ارتباط نزدیک دارند، چون بعضی از حرف‌ها را می‌توان به تصویر کشید و ترانه‌ها را نیز می‌توان نقاشی کرد.»
در نمایشگاه آبرنگ مخاطب با نگاه به آثار می‌تواند موج احساسات را از طریق ترکیب‌بندی رنگ‌ها و خطوط نقاشی‌ها که با موضوع پاییز کشیده شده، ببیند؛ احساسی که در ترانه‌های او نیز مستتر است. گویی نقاش تلاش کرده باشد، تصویر ذهنی خود را در آثارش پیاده کند. در بیشتر نقاشی‌ها از رنگ‌های گرم که بیانگر رنگ‌بندی فصل پاییز است، استفاده شده است.ولی نکته‌ای که باعث توجه بیشتر مخاطب به آثار می‌شود، نابینا بودن این هنرمند است؛ و اینکه با این وجود به خوبی توانسته پاییز را از دیدگاه و نقطه نظر احساسات خود به تصویر بکشد.او در ابتدا درباره‌ی سبک کاری خود این‌گونه گفت که گاهی سبک ناتورالیسم و گاهی هم سبک اکسپرسیونیسم کار می‌کند و اینکه به طور کلی آثارش حول محور طبیعت‌گرایی هستند.او با تأکید بر اینکه علاقه او برای کار در سبک طبیعت‌گرایی چه با آبرنگ چه با اکریلیک، پاییز است، گفت: سعی کردم احساسی که در ترانه‌ها و شعرهایم وجود دارد را در نقاشی‌هایم نیز پیاده کنم؛ چراکه در همه جای دنیا، شعر و نقاشی با هم ارتباط نزدیک دارند، چون بعضی از حرف‌ها را می‌توان به تصویر کشید و ترانه‌ها را نیز می‌توان نقاشی کرد.او در ادامه از سهراب سپهری شاعر و نقاش برای نمونه‌ای از این حرف خود یاد کرد. حیدرزاده اظهار کرد که گمان می‌کند توانسته

باشد احساس خود را در قالب تلفیقی از ترانه و نقاشی به نمایش بگذارد؛ چرا که برای هر کدام از نقاشی‌های خود به جای عنوان، یک بیت شعر نوشته است.این ترانه‌سرا ادامه داد: در آثارم احساس لحظه‌ای که شروع به نقاشی کرده‌ام را به تصویر کشیدم. زیرا تا زمانی که قلمو به دست نگرفته‌ام نمی‌دانم چه می‌خواهم بکشم. همانند ترانه‌ای که تا قلم به دست نگرفته‌ای نمی‌دانی چه می‌خواهی بنویسی.او در پاسخ به بیان نظر خود درباره‌ی مرز کاری هنرمندان، گفت: تا زمانی که کار آنها کپی نباشد و تنها صرف اسم نباشد، مشکلی ندارد و تنها به خاطر اسم آن فرد به آثارش بها ندهیم. ولی اگر واقعا کار خوبی را ارائه می‌دهند، می‌توانند در هر زمینه‌ای که دوست دارند فعالیت کنند. او در پایان گفت که احتمالا سال دیگر در فصل پاییز نمایشگاه دیگری برگزار کند.همچنین در ادامه نظر تعدادی از افراد حاضر در نمایشگاه را درباره آثار حیدرزاده پرسیده است:بتسابه مهدوی ـ نویسنده و نقاش ـ بیان کرد: اگر این آثار کار یک فرد عادی و عام بود می‌گفتم که آثار او مقدماتی و مبتدی به همراه ناپختگی زیاد است. ولی این هنرمند استثنا است و با در نظر گرفتن این موضوع کارهای او قابل تقدیر و بی‌نظیر هستند. حیدرزاده با این دیدگاه و توانمندی خود توانسته در این کار موفق شود؛ چراکه تمام احساسات خود را همانند اشعارش در نقاشی‌هایش نیز پیاده کرده است. تمامی آثار به نوبه خود خوب و بیانگر یک حس هنرمند هستند.همچنین بابک جواهرپور ـ هنرمند ـ با بیان اینکه با توجه به مشکل نابینایی حیدرزاده، خیلی از هنرمندان دوست دارند که به یک خلوص در رنگ و سبک برسند، ادامه داد: زمانی که به آثار نگاه می‌کنیم اگر هنرمند را نشناسیم ممکن است بگوییم که هنرمند کار طبیعت را در نگاه خود با آثارش خلاصه کرده و حتی رنگ‌ها را به نوعی اکسپرسیو کار کرده است.
بر اساس این گزارش، قرار است جمعه، ۱۶ آذر ماه مریم حیدرزاده در گالری مژده بهشکل زنده برای مخاطبانش نقاشی کند.نمایشگاه «بعد از آن همه حسرت» در گالری مژده به نشانی سعادت آباد، خیابان علامه شمالی، خیابان هجدهم شرقی، پلاک ۲۷ تا شانزدهم آذرماه هر روز از ساعت ۱۲ تا ۲۰ به تماشاست.

هخامنشیان حتی اسناد مرخصی‌های زایمان بانوان را نگه می‌داشتند

هخامنشیان حتی اسناد مرخصی‌های زایمان بانوان را نگه می‌داشتند

عضو هیئت علمی بنیاد دایرة‌المعارف اسلامی می‌گوید: باید از امحای بسیاری از اسناد مهم ابراز نگرانی جدی داشته باشیم لذا یک نظارت جدی و قانون محکم در این زمینه مورد نیاز است. حتی اگر قرار بر امحای اسناد است باید این موارد، دانه به دانه در شورای عالی اسناد، مورد بررسی قرار بگیرند که اگر سندی، دربردارنده حقوق مردم است، آن سند از بین نرود.
مدیریت اسناد مکتوب یکی از مهمترین مباحث مرتبط با جمع‌آوری داده‌های مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی هر کشوری‌ست که برای آیندگان، مهمترین منابع برای تاریخ‌نگاری دقیق خواهد بود. سندنگاری و سندپژوهی قدمت بسیار زیادی در نظام‌های سیاسی کهن و البته مدرن دارد. آرشیوهای مدرن جهان، هرازچندگاهی دست به انتشار اسناد مختلف می‌زنند و این فرصت را برای پژوهشگران حوزه‌های مختلف فراهم می‌کنند. کتابخانه‌های ملی ملک، کتابخانه مجلس، آرشیو ملی ایران و کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی (ره)، از مهمترین مراکز اسناد ایران به‌شمار می‌آیند. دکتر کیانوش کیانی هفت‌لنگ، عضو هیئت علمی بنیاد دایرة‌المعارف اسلامی، نویسنده آثاری نظیر «آشنایی با آرشیوهای جهان»، «گنجینه عکس‌های تاریخی» و همچنین «مدیریت و حفاظت از اسناد سازمان‌های غیردولتی» که مشاوره اسناد گنجینه و موزه بانک ملی و عضویت در شورای سیاست‌گذاری اسناد مجلس را نیز در کارنامه خود دارد، در گفتگوی پیش رو از کشف اسنادی سخن می‌گوید که مربوط به حقوق و دستمزد کارگران تخت جمشید، خوراک غالب مردم و انبارهای ذخیره غلات، مرخصی‌های زایمان بانوان و پروژه‌های عمرانی و سرمایه‌گذاری‌ها به شکل طبقه‌بندی شده‌ای بر روی الواح گلی است.دستکم از دوران قاجار مدیریت آرشیو در ایران وجود داشته است و گنجینه‌های ملی ملک یا کتابخانه ملی مجلس که توسط ارباب کیخسرو شاهرخ ایجاد شد، نشان از تلاش برای مدیریت اسناد در دوران مشروطه داشت. مدیریت آرشیو در ایران از دوره قاجار تاکنون چه تحولاتی به خود دیده است؟در ابتدای بحث بهتر است که اشاره کنم، آرشیوداری در ایران به دوران قاجار بازنمی‌گردد و دستکم 3 هزار سال قدمت دارد. در جایی که ما گنج‌نوشت‌ها و دژنوشت‌ها را داریم. جایی در جی (اصفهان کنونی) به نام دژ کتاب وجود داشت که برای جلوگیری از نابودی کتاب‌ها توسط دشمنان ساخته شده بود. ما در ایران اسنادی داریم که از بیش از هزار سال قدمت دارند. پس در مجموع باید گفت که کتابداری در ایران به پیش از دوره قاجار بازمی‌گردد. از دوره داریوش هخامنشی، مملکت به وسیله همین نظام اداری مبتنی بر اسناد اداره می‌شد و سیستم چرخش اسناد در تمام ساتراپ‌ها (ایالات)، به همین شکل صورت می‌پذیرفت. بنابراین باید به سراغ گذشته ایران برویم و درست ببینیم که طبقه‌بندی اسناد در تاریخ درازآهنگ و غنی ایران چگونه بوده است.
این سخن ناظر به الواح گلی و سفالین است یا کتیبه‌ها؟
بیشتر بحثم مربوط به الواح است که طبقه‌بندی الواح گلی و سفالی‌شده هم در موزه ملی ایران موجود است و هم در بسیاری از موزه‌های مطرح دنیا وجود دارد. البته کتیبه‌هایی که در کوه‌ها نیز حجاری شده‌اند، خود به مثابه یکسری اسناد هستند که البته در جای خود باید مورد بررسی و سندپژوهی قرار بگیرند. اسناد حقوق و دستمزد کارگران تخت جمشید، اسناد خوراک غالب مردم و انبارهای ذخیره غلات، اسناد مرخصی‌های زایمان بانوان و پروژه‌های عمرانی و سرمایه‌گذاری‌ها به شکل طبقه‌بندی شده‌ای بر روی الواح گلی موجود است. در واقع مدیریت اسناد و منابع مختلف‌ تاریخ‌نگاری ما بسیاری در گذشته غنی بوده است و تنها دو کشور چین و یونان می‌توانند با ما رقابت کنند.
در آرشیونگاری و مدیریت اسناد عصر مدرن چه جایگاهی داریم؟
در این رابطه یک قدمت چهارصد تا پانصد ساله در دانمارک و فرانسه، National archives یا آرشیو ملی به وجود آمده است. اسنادی که در جریان فعالیت‌های روزانه توسط دستگاه‌های دولتی تولید شوند یا از طریق خرید، مصادره یا هر شکل دیگری در اختیار دستگاه‌های دولتی قرار بگیرند، اسمش را سند ملی گذاشته‌اند. شما می‌دانید در این زمینه حدود 50 سال قدمت داریم و متاسفانه سوابق زیادی در این حوزه نداریم. شادروان ایرج افشار، استاد سیروس پرهام و افرادی نظیر این بزرگان، از روی مدل‌های غربی نظام‌نامه‌ای را نوشتند که براساس آن مرکز آرشیو ملی ایران راه‌اندازی شد و در حال حاضر در یک ساختمان بسیار شیک و مجهز و هوشمند در حال فعالیت است. منابع بسیار قوی در اختیار این سازمان قرار دارد. البته من سالهاست که بازنشسته شده‌ام ولی اطمینان دارم که همکاران ما بسیار خوب در این زمینه در حال فعالیت شبانه‌روزی در مراحل مختلف پردازش، تنظیم و توصیف، انتشار اطلاعات هستند و آرشیو ملی ایران قوی‌ترین آرشیو منطقه خاورمیانه است و می‌تواند بسیاری از کشورهای منطقه را در این زمینه راهنمایی کند.در ایران، تاریخ شفاهی و روایت‌گری سینه‌به‌سینه بر نگارش سند غلبه داشته و به همین دلیل تولید اسطوره غلیظ‌تر از بسیاری از کشورهای کهن دیگر است. این موضوع با بحث قدمت آرشیوداری در ایران در تناقض نیست؟ببینید این بحث سنت شفاهی در ایران بسیار ریشه‌دار است و حتی در بسیاری از آثار مکتوب هم، با جمله «آورده‌اند که...»، روایت‌گری آغاز می‌شود. حتی این فرآیند وارد اسناد کتبی ما شده است و به‌طور مثال ناصرخسرو می‌گوید: «شنیدم و نوشتم.» و یا در تاریخ طبری می‌بینیم که خیلی شفاف و روشن ازجمله کارهای تاریخ شفاهی به شمار می‌آید. تاریخ شفاهی نیز یک مفهوم مدرن است. ما در تاریخ‌نگاری، چه تاریخ کتبی، چه تاریخ شفاهی و چه آرشیوداری، یک خط نامرئی و سنتی داریم که ایران بسیار در این حوزه قوی و غنی‌ست و یک بحث تاریخ‌نگاری مدرن است که مربوط به دوران پس از انقلاب صنعتی‌ست. با پیشرفت فناوری‌های نو، ما در تکنولوژی‌های جدید تازه‌کاریم. به‌طور مثال، در باب اسناد دیجیتال، ما با میلیون‌ها پیامک و ایمیل و توئیت و پست در روز مواجه هستیم و اینها بسیار حائز اهمیت است. در آینده نیز ممکن است بسیار به‌کار بیاید و در نهایت در ذیل گنجینه‌های ملی ما تلقی شود. من اصلا نمی‌دانم کسی به فکر این مضوع هست یا نه!
آیا دانشنامه‌نویسی را نیز در ذیل سنت، آرشیونگاری می‌دانید؟
مقوله دانش‌نامه‌نویسی یک مقوله دیگری هست. در این زمینه، یک دانشی وجود دارد که با تکنیک‌ها و شگردهای خاص، به شکل فشرده درآمده است. در غرب به آن encyclopedia و در جهان اسلام دایره‌المعارف نامیده می‌شود. به این معنا که در رابطه با یک موضوعی اطلاعات زیادی وجود دارد و شما با چکیده‌سازی در اختیار پژوهشگر قرار می‌دهید. ما در ایران واژه دانشنامه را داریم و اتفاقا در سنت این کار هم بسیار غنی و قوی هستیم. دانشنامه علایی ابن سینا یا ذخیره خوارزمشاهی اسماعیل جرجانی، ازجمله بزرگترین دانشنامه‌های تاریخی هستند. مسئله اسناد پیش از دانشنامه‌نگاری است و در واقع اسناد در حوزه تولید محتوا برای دانشنامه فعالیت می‌کند و یک خط فاصله‌ای در این زمینه وجود دارد.

فراستی یا «من و شما»؛ مساله این نیست!


فراستی یا «من و شما»؛ مساله این نیست!
جدال لفظی میان مسعود فراستی و مجری برنامه «من و شما» که از روز گذشته نقل شبکه‌های اجتماعی شده، بیش از هر موضوع دیگری و اینکه در اصل حق با چه کسی است، این پرسش را مطرح می‌کند که چرا مخاطب تلویزیون باید شاهد صحنه‌هایی از این دست باشد؟!
مسعود فراستی که عصر روز جمعه (نهم آذر ماه) مهمان برنامه «من و شما» بود، پس از جدالی لفظی با مجری، این برنامه زنده تلویزیونی را ترک کرد؛ موضوعی که حواشی زیادی را به‌ دنبال داشت و در نهایت به توبیخ عوامل این برنامه تلویزیونی نیز منجر شد.در ادامه هم ظلی‌پور، مجری «من و شما» با عذرخواهی از مهمان و همچنین مردم، از مسعود فراستی دعوت کرد تا در فضایی آرام و بدون سوءتفاهم دوباره مهمان برنامه شود.اما در این میان فارغ از آنکه حق با چه کسی است و این روند به کجا می‌انجامد، این موضوع حائز اهمیت است که چرا در سال‌های اخیر فضای نقد به ویژه‌ در حوزه‌های فرهنگی و هنری در برنامه‌های تلویزیون، بعضا به توهین و افترا کشیده شده و سطح طرح مباحث بنیادین و اصولی آن هم در رسانه‌ای که قرار است «دانشگاه» باشد، تا این حد نازل شده؟ن راستا، جبار آذین، منتقد درباره حواشی برنامه «من و شما»، اظهار کرد: در اینکه حریم و حرمت انسان‌ها در هر مقام و موقعیتی‌ باید محترم شمرده شود، حرفی نیست؛ البته این مهم در دستگاه‌های فرهنگی و رسانه که با اهداف اشاعه فرهنگ و آموزش مناسبات درست اجتماعی سر و کار دارند، باید در دستور کار و اولیت برنامه‌ها قرار بگیرد.او ادامه داد: رسانه‌ای همانند صداوسیما به دلیل ارتباط با مخاطبان گسترده نقش تاثیرگذاری در شکل‌دهی فرهنگ و الگوهای جامعه دارد و به همین خاطر هم باید نمونه‌وار تمام مسائلی که می‌تواند به رشد فرهنگی جامعه کمک بکند را در دستور کار خود قرار بدهد.
این منتقد با بیان اینکه «مخاطب از سیمایی که مدعی است می‌خواهد دانشگاه باشد، انتظار برنامه‌ها و برخوردهای شایسته را دارد»، یادآور شد: متاسفانه مدتی است که به دلایل مختلف روند اجرایی، اداری و تولیدی در تلویزیون دچار آشفتگی‌های قابل ملاحظه شده است. اتفاقی هم که در برنامه «من و شما» میان یک مجری و منتقد روی دارد، در واقع‌ معلول غلط‌ها و اشتباهاتی است که در تلویزیون جاری شده است.آذین تاکید کرد: چنانچه تلویزیون در گزینش مجریان و برنامه‌سازان کارآمد و همچنین در برنامه‌ریزی اصولی و هدفمند رویه‌ای مناسب و استاندارد را در پیش می‌گرفت، دیگر شاهد چنین برخوردهای نامناسبی میان عوامل اجرایی برخی برنامه‌ها نبودیم.او در ادامه بار دیگر به حواشی برنامه «من و شما» اشاره کرد و گفت: مجری و منتقد این برنامه تلویزیونی هیچ‌کدام دارای پیشینه مناسب از نظر برخورد فرهنگی با مخاطبان اجتماعی نیستند. متاسفانه هر دوی آنها گاهی با الفاظ نامناسب درباره مباحث هنری سخن گفته‌اند که اصلا شایسته نیست؛ اما به هر حال این موضوع نمی‌تواند دلیل قانع‌کننده‌ای برای بی‌احترامی به مهمان باشد، آن هم در رسانه‌ای که تریبون اجتماعی محسوب می‌شود. از همین رو به طور صریح می‌توان گفت که برخورد نازیبای مجری برنامه «من و شما» قابل نقد و محکوم است؛ البته این‌ اتفاق تازه‌ای در تلویزیون نیست و متاسفانه مخاطبان اخیرا بارها شاهد این رخدادهای ناپسند و غیرفرهنگی بوده‌اند.آذین بر لزوم پاک‌سازی ساختار برخی از برنامه‌های تلویزیونی تاکید و اظهار کرد: این موضوع بارها نیز از سوی مقام معظم رهبری نیز تاکید شده است، اما به نظر می‌رسد که توجه چندانی به این موضوع نشده است.این منتقد همچنین در پاسخ به این پرسش که چرا مسعود فراستی که خود با ادبیاتی تند و متفاوت نقدهای خود را مطرح می‌کند، تاب شنیدن نقدهای تند یک مجری دیگر را نداشت، اظهار کرد: متاسفانه گروهی از دوستان در مقام اجرا و نقد به دلیل بدفهمی ارتباط اجتماعی و بیان مسائل مختلف فرهنگی به زبان مردم، از راه اصلی منحرف شده‌اند و به جای آنکه به زبان مردم سخن بگویند، به زبان کوچه بازاری سخن می‌گویند. گاهی الفاظی مورد استفاده قرار می‌گیرد که نه تنها زیبنده کلام یک منتقد و هنرمند نیست، بلکه به نوعی ترویج لمپنیزم در عرصه فرهنگ و هنر کشور نیز محسوب می‌شود.
او ادامه داد: برخی از دوستان منتقد همانند آقای فراستی (که از منتقدان باسواد کشور هم هستند) در استفاده از کلمات ناپسند و نازیبا از بعضی منتقدان هتاک، گوی سبقت را ربوده‌اند؛ آنها باید به این نکته توجه کنند که ادبیات آنها ممکن است الگوی برخی منتقدان و مجریان جوان باشد. بنابراین بهتر است که در استفاده از برخی الفاظ دقت بیشتری داشته باشند تا الگوی بدی برای دیگران نباشند! در واقع هر دوی منتقد و مجری برنامه «من و شما» باید در خودشان اصلاحاتی را انجام بدهند تا برخوردها و سخنانشان بتواند انعکاس خوبی در جامعه داشته باشد.آذین در پایان سخنان خود یادآور شد: در واقع می‌توان گفت که این مجری و منتقد مساله اصلی این اتفاق نیستند و مساله اصلی ترویج اجرا و نقد درست و سالم با استفاده از عبارات درست و رعایت اخلاق مداری در مباحث رسانه‌ای است.

موسیقی زبان احساس و ترجمان دل است

موسیقی زبان احساس و ترجمان دل است
گزارش: محمد مهران نژاد
به سمت هنر بروید نه لزوما بعنوان شغل و با هدف پول درآوردن. انواع هنرها راهی بسیار انسانی هستند برای تحمل پذیر کردن زندگی. به سمت هنر بروید فارغ از اینکه چقدر در آن خوب یا بد هستید. برای دوستتان سازی بنوازید، با آهنگ، زیر دوش آواز بخوانید، صرف احساس خلق کردن مزایای بیشمار، با خود به زندگی می آورد...! ( کورت-ونه-گات )
موسیقی صدای خداست
(ابن سینا)
موسیقی یکی از زیباترین وجه ی حضور خداوند در کائنات است که بشر با آن به کمال می رسد و شنیدن یک موسیقی خوب می تواند انسان را به اوج شناخت برساند و در جامعه امروزی با پیشرفت های فراوان، کمبود موسیقی های غنی و پر محتوا قابل رویت است .
لرستان یکی از تمدن های بنام در موسیقی ایران زمین بشمار می رود و با داشتن مقام ها و ملودی های اصیل و پر محتوا یکی از منابع غنی هنری است که متاسفانه امروزه به علت بوجود آمدن سبک ها و ایده های جدید رو به  فراموش است و جوان های امروز کمتر به آن تمایل نشان می دهند. همچنین فقر فرهنگی که در بعضی از خانواده ها به علت خرافه و باورهای غلط وجود دارد ذوق هنری را در افرادی که جویا و طالب موسیقی هستند ازبین برده و مانع بسیار جدی برای جوانهای مشتاق این هنر بسیار زیباست  بخصوص اگرهنرمند یک زن باشد.
زنان امروز با توجه به پیشرفت های زیاد علمی و فرهنگی متاسفانه باز هم مورد بی مهری فراوانی هستند. یکی از این بی مهری ها در زمینه موسیقی است که با دیدن یک زن که ساز می نوازد انواع حرف ها و ناسزاها نثار او می شود که باعث سرخوردگی و فاصله گرفتن خانم ها شده و آنها را از این موهبت الهی دور می کند.
 ناهید یاریان درادامه گفت: از آنجائیکه من در زمان کودکی چیز زیادی از شعر و موسیقی بلد نبودم ولی هر وقت صدای نغمه ی سازی رو از رادیو می شنیدم بخصوص اگر آن نغمه غم انگیز بود ناخودآگاه گریه می کردم، بدون اینکه هیچ دلیلی برای گریه کردن داشته باشم و غم و اندوهی که با آن نغمه ها به من القاء می شد خیلی شیرین و دل انگیز بود.
در سالهای نوجوانی یک روز برادرم یک ارگ که الان میدانم حدود دو اکتاو بود به خانه آورد و گفت: این ساز را از دوستم گرفتم  روی این دکمه ها که میزنی صدای خیلی قشنگی دارد و خودش شروع کرد به زدن چندتا دکمه، منم سریع گفتم به منم بدهید تا کمی تمرین کنم خلاصه بعد از غرغر کردن داداشم که خرابش نکنی مال مردمه و ... بهم اجازه داد و من هم شروع کردم به بازی کردن با دکمه های ان ارگ و بعضی وقت ها روی دکمه های سیاه هم می زدم و خودم خیلی لذت می بردم.
بعد از گذشت چند سال من به نمایشگاه صنایع دستی که آن زمان ابتدای دریاچه کیو بر پا شده بود رفتم و بعد از کلی گشتن توی غرفه ها چشمم به یک ویولن افتا،د البته بگویم که من توی ذهنم همیشه دنبال ساز سنتور بودم و صدایش را خیلی دوست داشتم ولی ناخودآگاه رفتم سمت غرفه ی کرمانشاه و از فروشنده قیمت ساز رو پرسیدم، گفتند که این ساز رو به کسی فروخته اند شماره مغازه که روی کارت چاپ شده بود را به من داد که زنگ بزنم و سفارش ویولن بدهم. منم خوشحال رفتم خانه و به داداشم گفتم میخوام ساز ویولن بخرم اوهم خوشحال شد . با هم رفتیم نمایشگاه و برادرم ساز را  دید و به این ساز علاقمند شد بعد از یک ماه انتظار ساز را برایم فرستادند و من توی این مدت دنبال یک استاد خوب بودم که به من آموزش بدهد و استاد فرید رحمتی را به  من معرفی کردند و من  بعد از سه سال تمرین و ممارست و تحمل حرف ها و کنایه های مردم شهر خوبم جناب استاد دستور دادند که شما می توانید  خودتان تمرین کنید.
من هم دوباره بفکر افتادم که استاد جدیدی رو برای خودم انتخاب کنم و با استاد محمود مدیری آشنا شدم و دوباره از اول با سبک ایشان شروع به نواختن ویولن کردم بعد از یکسال به دانشگاه هنر راحیل رفتم و آنجا سازم رو عوض کردم و نوازنده ی تار شدم، پس از سپری کردن مشکلات فراوان توانستم از دانشگاه فارغ التحصیل شوم و دوباره برگشتم خرم آباد و دوباره رفتم و درکنار استاد مسعود مدیری کماکان تار هم میزدم تا اینکه با خبر شدم جناب آقای حقیقی به خرم آباد تشریف آوردند و خدمت ایشان رفتم و مشق سه تار کردم و تا الان هم در خدمت ایشان به فعالیت مشغولم. ناهید یاریان درپایان تصریح کرد: تنها پیشنهادی که به خانواده های عزیز دارم این  است  که اگر یکی از فرزندانشان به موسیقی علاقه دارند با حرف ها و باورهای غلط مانع پیشرفت آنها نشنوند و یک حریم امن را برایشان ایجاد کنند تا جا برای شکوفایی و رشد فکری و فرهنگی فرزندانشان فراهم شود.
از آنجا که موسیقی زبان احساس و ترجمان دل است. امیدوارم  روزی فرا برسد که در خانه هر کدام از ما حداقل یک هنرمند متولد شود تا جامعه را به سمت آرامش، امنیت و صلح پیش ببرد.

رکوردزنی کتاب «میشل اوباما» در سال ۲۰۱۸

رکوردزنی کتاب «میشل اوباما» در سال ۲۰۱۸

کتاب خاطرات «میشل اوباما» با عنوان «شایسته» تاکنون ۳.۴ میلیون نسخه چاپی تنها در آمریکا و کانادا فروش داشته است.
به نقل از واشنگتن پست، انتشارات «رندم هاوس» ناشر کتاب «شایسته» نوشته «میشل اوباما» اعلام کرد این کتاب تنها بیش از دو میلیون نسخه‌ در ۱۵ روز نخست عرضه در آمریکا فروخته است. این کتاب که هم‌اکنون به چاپ ششم رسیده عنوان پرفروش‌ترین کتاب (جلد سخت) سال ۲۰۱۸ را به خود اختصاص داده است. همچنین این کتاب خاطرات که در حال حاضر به ۳۱ زبان منتشر شده در رتبه نخست بازار کتاب کشورهای بریتانیا، آلمان، فرانسه، ایتالیا، هلند، اسپانیا، دانمارک، نروژ و یونان نیز قرار گرفته است. «میشل اوباما» که در تور معرفی خود در سراسر آمریکا به سر می‌برد، هفته آینده به اروپا می‌رود و در چندین شهر از جمله برلین و پاریس به معرفی اثرش خواهد پرداخت. در یکی از این رویدادها «چیماماندا نگوزی آدیچی» نویسنده مطرح اهل کشور نیجریه نیز حضور خواهد داشت. تور بزرگ «میشل اوباما» برای معرفی کتابش در ۱۰ شهر بزرگ آمریکا در رویدادهایی که همه بلیت‌هایش از قبل فروش رفته از جمله دلایل مهم استقبال فراوان از کتاب خاطرات «شایسته» عنوان شده است. هواداران بانوی سابق کاخ سفید حاضرند صدها و حتی هزاران دلار برای دیدن او هزینه کنند. یکی از صندلی‌های وی‌آی‌پی مراسم معرفی کتاب «میشل اوباما» در دالاس بیش از ۱۰ هزار دلار فروخته شده است. این کتاب خاطرات در صدر فهرست فروش اینترنتی سایت‌های معروف آمازون و همچنین «بارنز و نوبل» به عنوان بزرگ‌ترین مجموعه فروشگاه‌های زنجیره‌ای کتاب در آمریکا نیز قرار گرفته است. در حالی که نزدیک به دو سال است «باراک اوباما» کاخ سفید را ترک کرده است اما او به همراه همسرش همچنان از محبوبیت بالایی برخوردار هستند. «باراک اوباما» نیز مشغول نگارش کتاب خاطرات خود است. انتشارات «رندم هاوس» در سال ۲۰۱۷ با صرف چندین میلیون دلار و پس از جدالی سخت با دیگر رقیب‌ها، حق نشر کتاب خاطرات «اوباما» و همسرش را در اختیار گرفت.

آغاز ثبت‌نام خادمان شهدای راهیان نور

آغاز ثبت‌نام خادمان شهدای راهیان نور
مسئول شبکه مرکزی خادمان ستاد مرکزی راهیان نور کشور از آغاز ثبت نام سراسری خادمان شهدای راهیان نور خبر داد.
محمد حاجی‌رحیمی مسئول شبکه مرکزی خادمان ستاد مرکزی راهیان نور کشور  از آغاز ثبت نام سراسری خادمان شهدای راهیان نور در اسفند ۹۷ و فروردین۹۸ خبر داد و گفت: طبق سنوات گذشته ثبت نام خادمان شهدا برای حضور در مناطق عملیاتی جنوب کشور در ایام اوج حضور زائران راهیان نور در اسفند ۹۷ و فروردین ۹۸ از امروز شنبه ۱۰ آذر ماه آغاز شده و تا ۲۰ آذر ماه ادامه دارد.وی ادامه داد: افرادی که تاکنون در سامانه کمیته مرکزی خادمان شهدا ثبت نام نکرده‌اند می‌توانند با مراجعه به پایگاه اطلاع رسانی خادمان شهدا به نشانی www.khademin.koolebar.ir ثبت نام کنند. همچنین خادمانی که قبلاً در این سامانه ثبت نام کرده‌اند نیازی به ثبت نام مجدد نداشته و می‌توانند در موعد مقرر بازه زمانی حضور خود در مناطق را انتخاب کنند.

«اوشین» زنده است

«اوشین» زنده است
«یوکو تاناکا» معروف‌ترین بازیگر نقش «اوشین» در سریال معروف «سال‌های دور از خانه» ۶۳ ساله و در قید حیات است.
 با درگذشت «هارو آکاگی» ـ بازیگر ژاپنی ـ در سن ۹۴ سالگی برخی از رسانه‌ها به اشتباه او را بازیگر نقش کهن‌سالی شخصیت «اوشین» در سریال معروف «سال‌های دور از خانه» معرفی کردند؛ این در حالی است که بازیگر دیگری به نام «نوبوکو اوتاوا» در این مجموعه در نقش دوران کهنسالی «اوشین» را بازی کرده و در سال ۱۹۹۴ در سن ۷۰ سالگی درگذشته است.
در سریال معروف «اوشین» محصول سال ۱۹۸۳ ژاپن، «آیاکو کوبا یاشایی»، «یوکو تاناکا» و «نوبوکو اوتاوا» به ترتیب در نقش دوران کودکی، جوانی و میانسالی و کهنسالی شخصیت اصلی بازی کردند.
«آیاکو کوبا یاشایی» که هم‌اکنون ۴۶ ساله است، همچنان به بازی در نقش‌های مختلف در سریال‌های ژاپنی ادامه می‌دهد.
«یوکو تاناکا» که بیشترین حضور را در این نقش «اوشین» بازی کرده است و شناخته‌شده‌ترین چهره در این سریال تلویزیونی است نیز هم‌اکنون ۶۳ ساله است و «نوبوکو اوتاوا» بازیگر نقش کهنسالی «اوشین» نیز در سال ۱۹۹۴ فوت کرده است.
سریال «اوشین» اولین بار در بین سال‌های ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۴ در ۲۹۷ قسمت ۱۵ دقیقه‌ای از شبکه «NHK» ژاپن به روی آنتن رفت. این سریال که
رکورددار پرمخاطب‌ترین سریال تلویزیونی در تاریخ ژاپن است، در شبکه‌های تلویزیونی ۶۸ کشور جهان نیز به روی آنتن رفت.

حالت های رنگی