امروز: سه شنبه 22 آبان 1397 برابر با 13 نوامبر 2018

کوروش را از تاریخ ایران نمی‌توان حذف کرد

کوروش را از تاریخ ایران نمی‌توان حذف کرد

آنچه این سال‌ها در برگزاری روز کوروش و حرکت‌های خودجوش جوانان و عموم جامعه در برگزاری ۷ آبان ماه روبه رو هستیم، ناشی از فشارهای مذهبی جامعه است که طی سال‌های گذشته شاهد بودیم و در واقع از این حرکت می‌توان به عنوان حرکتی صرفا ناسیونالیسمی یاد کرد.
 شاید به جرات بتوان گفت یکی از بحث برانگیزترین تاریخ‌هایی که این روزها می‌توان درخصوص آن صحبت کرد؛ ۷ آبان، سالروز ورود کوروش به بابل است. براساس رویدادنامه نبونعید، در ۲۹ اکتبر (۷ آبان) سال ۵۳۹ پیش از میلاد کوروش وارد بابل شد. از این رو این روز در عصر حاضر به نام روز کوروش نامگذاری شده است و هر سال هزاران نفر برای بزرگداشت این روز در پاسارگاد جمع می‌شوند که البته این اجتماعات در سال‌های اخیر گاه با حاشیه‌هایی روبه‌رو شده است.
در این میان از یکسو؛ علی‌اصغر مونسان (معاون رییس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی) درباره برنامه‌های سازمان میراث فرهنگی برای روز ۷ آبان گفته است: مهم این است که حاشیه را از این روز کم کنیم تا یک عده‌ای ناخودآگاه از چنین روزی سوء استفاده نکنند. می‌توان این روز را به یک رویداد گردشگری تبدیل کرد ولی در شرایط آرام و بدون حاشیه و به‌هیچ عنوان حواشی به چنین روزی کمک نمی‌کند و اتفاقا آسیب نیز وارد می‌کند. در این راستا، تلاش شده در سطح استان فارس شورای تامین استان تصمیم نهایی را بگیرد و مدیرکل میراث فرهنگی ما نیز این آمادگی را دارد که برای اجرای تصمیمات مناسب همکاری کند.او همچنین گفته؛ اداره‌کل میراث فرهنگی استان فارس برای این روز برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی دارد. از دیگر سو، به فاصله چند روز مرکز روابط‌عمومی و اطلاع‌رسانی سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری در بیانیه‌ای اعلام کرد: این سازمان فارغ از صحت و سقم روز ۷ آبان‌ماه و با اعتقاد بر اینکه هرگونه حاشیه به میراث‌فرهنگی کشور آسیب جدی می‌رساند، هیچ‌گونه برنامه‌ای برای این روز ندارد. سازمان میراث‌فرهنگی در راستای صیانت از میراث‌فرهنگی کشور و عمل به وظیفه ذاتی خود، هیچ‌گونه استقبالی از برنامه‌هایی که به میراثمان آسیب می‌رساند، نمی‌کند.شاید همین یک بام و دو هوا بودن سازمان متولی امر و عدم شفاف‌سازی چرایی و چگونگی برگزاری روز ۷ آبان و روز کوروش است که سبب شده طی سال‌های گذشته شاهد واکنش‌های مختلف از سوی عموم جامعه و تاکید جوانان برای برگزاری روز کوروش باشیم.
روزی برای کوروش
عبدالمجید ارفعی (نخستین مترجم استوانه کوروش از زبان اصلی بابلی‌نو به فارسی) درخصوص اسناد تاریخی که درخصوص روز ۷ آبان ماه وجود دارد، گفت: براساس اسناد موجود؛ ۷ آبان ماه روز ورود کوروش به بابل است. البته از اینکه این نامگذاری از چه زمانی و چگونه انتخاب شد خبر ندارم. فقط می‌توانم بگویم که این روز می‌تواند روزی برای کوروش باشد چراکه تنها تاریخ دقیقی است که برای کوروش داریم؛ البته تاریخ‌های دیگری نیز داریم که به لشکرکشی کوروش به سمت لودیا اشاره دارد اما روز دقیق آن را نمی‌دانیم.او که یکی از مهم‌ترین کتیبه خوانان پیشکسوت است درخصوص آثار باستانی منسوب به کوروش اظهار کرد: آنچه واقعیت دارد و منسوب به کوروش است؛ کاخ پاسارگاد است و اسم کوروش در دو بخش از این کاخ آمده که یکبار در دامن یک لباس و یکبار هم گرد یک ستون در این کاخ به نام کوروش اشاره شده. معتقد هستیم زبان بابلی و ایلامی در زمان کوروش و زبان فارسی باستان آن در زمان بعد از کوروش نوشته شده چراکه در آن زمان هنوز این زبان ابداع نشده بود.
افسانه‌ها و داستان‌هایی از جنس هرودوت
به گفته ارفعی، تاریخی واقعی چیز زیادی از کوروش به ما نمی‌گوید اما تاریخ افسانه‌ای زیاد است. او ادامه داد: آنچه  یونانی‌ها می‌گویند نه تنها مورد قبول من نیست بلکه علمی هم نیستند. معتقد هستم افسانه‌هایی که هرودوت مطرح می‌کند در حد داستان است.این پژوهشگر با اشاره به واقعیت‌های تاریخی که درخصوص کوروش وجود دارد، گفت: ما می‌دانیم که پاسارگاد از آنِ کوروش است. می‌دانیم که بابل را فتح کرد و فرمانده سپاه او گبریاس بود که حدود دو هفته قبل ازآنکه کوروش وارد بابل شود، این شهر را فتح می‌کند. می‌دانیم که با سویگول نبرد داشت اما جای دقیق آن را نمی‌دانیم، گروه‌های مادی را شکست داد و شاه تمام سرزمین‌های پارس و ماد شد. می‌دانیم که به جنگ کرزوس پادشاه لودیه رفت. البته اسنادی هم داریم که در عراق (بابل و بین‌النهرین) پیدا شده‌اند و بیشتر این اسناد موضوعات و جنبه‌های اقتصادی را مطرح می‌کند و از افرادی سخن می‌گوید که به پاسارگاد اعزام شدند و نیز حاوی کارهایی‌ست که زیر دست فرمانده و شهربان بابل انجام شده است. مستندات تاریخی دیگری که درباره کوروش وجود دارد، در بیستون است که در این کتیبه آمده کمبوجیه پسر کوروش، در متن بابلی آمده شاه،‌ اما در متن فارسی باستان و عیلامی فقط به نام او اشاره شده است.در شماری از کتب انبیا از کتب عهد عتیق، نام کوروش به‌عنوان منجی برده‌ شده و گاه اقدام او در جهت آزادسازی یهود از اسارت، به‌عنوان یک مأموریت خودآگاه یا ناخودآگاه الهی تلقی شده‌ است. نمونه‌ای از این یادکرد را می‌توان در کتاب دوم تواریخ ایام (کتاب دوم تواریخ، کتاب عزرا و کتاب اشعیاء نبی) دانست. ارفعی در این خصوص گفت: در کتاب عهد عتیق هم اشارات تاریخی و مستنداتی به آزادی یهودیان توسط کوروش پس از فتح بابل اشاره شده است.او درخصوص آنچه که در تورات درخصوص کوروش به آن اشاره شده، گفت: بخشی از این مطالب واقعیت تاریخی دارد. یهودیانی که در سال‌های قبل از کوروش هنگام لشگر کشی پادشاهان بابل در بخش‌هایی از سوریه امروزی به اسارت گرفته شده بودند، توسط کوروش آزاد شدند و به آنها گفته شد که می‌توانند به سرزمین خود بازگردند اما بسیاری از آنها به سرزمین خود بازنگشتند چراکه زندگی خوبی در بابل داشتند.
تفکیک واقعیت از افسانه
ارفعی درخصوص چگونگی تفکیک افسانه و داستان‌ها و واقعیت‌های تاریخی که درخصوص کوروش وجود دارد، گفت: واقعیت آن چیزی است که در کتیبه‌ها و به میزان اندکی در عهد عتیق داریم. افسانه‌ها نیز آن چیزی است که در نوشته‌های هرودوت می‌خوانیم. البته برخی از این نوشته‌ها نیز واقعیت تاریخی دارد اما بخش زیادی از این نوشته‌ها افسانه و داستان است.این پژوهشگر معتقد است: هرودوت جهانگرد نبود. او در متصرفات شاهنشاهی ایران به دنیا آمده بود و در طول زندگی خود تا بابل سفر کرد در این میان به آتن رفت و مطابق میل و خواسته آتنی‌ها نمایشنامه‌هایی تحت عنوان تاریخ نوشت.
با پادشاهی کوروش؛ ایران، ایران شد ارفعی با اشاره به استفاده از نام کوروش به عنوان نامی برای ملی‌گرایی گفت: اولین بار نام کوروش در گاهنمایی آمده که اشاره دارد کوروش پادشاه انشان(فارس) بود و مادی‌ها بر علیه پادشاه خود شورش کردند و کوروش را به عنوان پادشاه خود برگزیدند. واقعیتی وجود دارد که می‌توان گفت؛ با پادشاهی کوروش بود که ایران، ایران شد. آن چیزی که به نام ایران می‌شناسیم با پادشاهی کوروش شروع می‌شود. پس در واقع می‌توان گفت کوروش می‌تواند شخصی برای آغاز ملی‌گرایی در ایران باشد.این پژوهشگر ادامه داد: بزرگی کوروش در آن است که برخلاف آنچه که در آن زمان مرسوم بود و شاهان بعد از جنگ، درصدد غارت و به اسارت گرفتن برمی‌آمدند، در نوشته‌های زمان کوروش؛ مطلبی که به چنین موردی اشاره داشته باشد، نداریم. در واقع کوروش در منشور خود عنوان می‌کند که پیام صلح را به شهرها (شهرهای بین‌النهرین) فرستاده است.
این متخصص زبان‌های باستانی در پاسخ به این سوال که در آن زمان پادشاهان دخل و تصرفات شگرفی در تالیف تاریخ داشتند آیا می‌توان گفت کوروش نیز با ثبت نکات مثبت سعی داشته تاریخی نیکو از خود به جای بگذارد و ممکن است خلاف آنچه ثبت شده در آن زمان اتفاق افتاده باشد، گفت: مسلما در نوشتن استوانه کوروش، خواست او مدنظر قرار گرفته البته رفتاری که از کوروش بعد از جنگ‌ها ثبت شده با هدفی غیر از غنیمت‌گیری و اسیرگیری بوده. اینگونه به نظر می‌رسد که واقعا چنین رفتاری داشته و ثبت کتیبه‌ها براساس واقعیت بوده. براساس اسناد موجود می‌دانیم که جنگ‌هایی که کوروش در غرب ایران داشت چه بود اما سندی از جنگ‌هایی که در مرزهای شرقی ایران داشت، در دست نیست. از الواح هخامنشی هیچ چیز تاریخی درخصوص کوروش بدست نمی‌آوریم چراکه اسناد مالی دوران داریوش است.
سندی مبنی بر تایید آرامگاه کوروش نداریم
ارفعی همچنین درخصوص آرامگاه کوروش در پاسارگاد گفت: هیچ سندی برای آنکه تایید کند که این آرامگاه در پاسارگاد، مقبره کوروش است، در دست نداریم. عده‌ای براساس شواهد گفتند که این آرامگاه منسوب به کوروش است. حال آنکه پاسخی برای سوالاتی ازجمله اینکه این بنا واقعا آرامگاه است یا خیر! بعد از کوروش ساخته شده یا خیر و ده‌ها سوال دیگر نداریم. این آرامگاه با توصیفی که در کتاب‌های یونانی آمده، مطابقت ندارد. این بنا نوشته‌ای مبنی بر تایید آرامگاه کوروش بودن در خود ندارد.این متخصص زبان‌های باستانی درخصوص اسناد تاریخی که بتواند شخصیت و روحیات کوروش را وصف کند، گفت: ما سند خاصی در این خصوص نداریم فقط استوانه کوروش (منشور کوروش) را داریم که از زبان یک روحانی بابلی نوشته شده؛ در ۱۹ سطر اول از وضع بد قبل از ورود کوروش و نارضایتی خدایان سخن گفته و به این نکته اشاره دارد که مردوک‌ (خدای بابلیان) تمام جهان را می‌گردد و کوروش را که شاهی دادگر بود، انتخاب می‌کند و می‌گوید دست او را گرفتم و به سوی بابل آوردم.
 بنیانگذاری سرزمین ایران با قوم ایرانی توسط کوروش رقم خورد.
او تصریح کرد: هرچند عیلامی‌ها نیز سال‌ها در جنوب و غرب کشور حکمرانی می‌کردند اما نشانی از مقابله و درگیری اقوام ایرانی و عیلامی‌ها نداریم. می‌بینیم که در فارس براساس گِل‌نوشته‌ها یک همزیستی مسالمت‌‌آمیز بین این اقوام بوجود آمده و به احتمال زیاد قوم و خویش شده بودند. چنانکه بسیاری از نام‌های خوب ایرانی داریم که ازجمله بزرگان عیلامی هستند. حتا تعدادی از مغ‌های ایرانی با نام‌های عیلامی در تاریخ  وجود دارند. درواقع می‌توان گفت؛ بنیانگذاری سرزمین ایران با قوم ایرانی توسط کوروش رقم خورد.
 زندگی و مرگ کوروش
 در بخشی از نوشته‌های یوناینان مانند هرودوت، کسنوفون، دیودوروس آمده که؛ کوروش فرزند کمبوجیه اول و ماندانا است. بدین ترتیب فرزندشان (کوروش) نوه ایشتوویگو، شاه ماد، است. تاریخ‌دان‌هایی چون کامرون، پیانکوف و وایس‌باخ این گزارش را صحیح و قابل اعتماد می‌دانند. اما والتر هینتس این گزارش را مشکوک می‌داند و می‌گوید که کوروش زمانی که به پانزده سالگی رسید، ایشتوویگو هنوز به تاج و تخت ماد دست نیافته بود. بدین ترتیب می‌توان ادعا کرد که کوروش نمی‌توانسته نواده ایشتوویگو باشد. برخی دیگر اعتقاد دارند رواج این روایت ریشه‌های سیاسی داشته‌است و هدفش این بوده که از بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمه‌مادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارس‌ها آشتی دهد و اصولاً رابطه‌ای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه می‌دانند. از نظر اشمیت هم، داستان ازدواج ماندانا و کمبوجیه اول و به دنبال آن، تولد کوروش، که توسط هرودوت روایت شده، هیچ هدفی جز انعقاد ارتباط خانوادگی بین کوروش و آستیاگ نداشته‌است. او معتقد است که ازدواج این دو نفر، از نظر تاریخی، مشکوک است.

اضافه کردن نظر


حالت های رنگی