امروز: دوشنبه 23 مهر 1397 برابر با 16 اکتبر 2018

دولت جوانان را بهتر ببیند

اعضای گروه موسیقی اسلویلو در گفت و گو با "صدای ملت":
دولت جوانان را بهتر ببیند   
 موسیقی؛ جوانان را از اعتیاد  می رهاند
معصومه صالحی

نام گروه موسیقی شان اسلویلو (SLOW YELLOW)  بود؛ یعنی زرد یواش. گروهی که چهار جوان با انرژی و با انگیزه زاید الوصفی و با رویاپردازی های مخصوص این دوره آن را تشکیل دادند تا با اجرای موسیقی خیابانی اندکی از غم و غصه های مردم رهگذر بکاهند و برای ساعتی هم که شده خوشحالی را در دل آنها بنشانند.
جوانانی که در این مسیر روزهای پر فراز و نشیب بسیاری را طی کردند و با سپری کردن روزهای خوب و بد که البته برای سرپرست گروه روزهای بد و خاطرات تلخ بیشتری رقم خورده و بدی ها و پلشتی ها بیشتر به او رو کرده بود؛ سعی دارند با تلاش و عزم جدی به جایی برسند که لیاقتش را دارند؛ یعنی اجرای موسیقی سالنی و تهیه و پخش آلبوم ترانه هایشان.


جوانانی که اگرچه تحصیلات خود را نیمه کاره رها کرده و هر کدام بنا به دلایلی خاص مسیری غیر از ادامه تحصیل را در پیش گرفتند و در نقطه ای مشترک به هم رسیدند اما حالا با اطلاعات عمومی بالا و تجربه ای افزون با دانش اجتماعی که به سبب سختی های کار با آن مواجه شده اند روزگار می گذراند و دلخوش به فردایی روشن و پرآتیه هستند؛ فردایی که با حمایت و توجه ویژه مسئولان ذیربط در آینده ای نزدیک برایشان محقق خواهد شد.


اسم گروه اسلویلو یا همان یواش زرد است که البته فلسفه این نام گذاری از زبان این جوانان خالی از لطف نیست. به گفته یکی از اعضای گروه علت نام گذاری این بود که روزی در میدان حسن آباد یک خودروی فولکس واگن زرد رنگ توجه آنان را به خود جلب می کند و آنها با خود فکر می کنند اگر این خودرو که هم زرد است و هم یواش حرکت می کند را داشته باشند می توانند با آن به تمام شهرهای ایران سفر کرده و با اجرای موسیقی مردم بسیاری را شاد کنند. اما رویای فولکس واگن زرد رنگ تنها در اسم گروه محقق شد اما در مورد خودرو نتوانستند با صاحب آن به توافق برسند. حاصل این گفت و گوی چهار ساعته که بیشتر درددل این جوانان و دغدغه هایشان است در مسیری که انتخاب کرده اند  در پی می آید:  
* استقبال از موسیقی اقوام قوت گرفت
در ابتدای این نشست زهرا همتی  مدیر موسسه فرهنگی هنری فروغ فلق که قرار است از این جوانان حمایت کند تا بتوانند آلبوم خود را به بازار ارائه دهند در این خصوص می گوید: پیش از این که  وارد عرصه موسیقی شوم توجه چندانی به کنسرت های اقوام نمی شد؛ اما خوشبختانه طی هفته ها و ماههای اخیر توجه ویژه ای به موسیقی اقوام شده است؛ به گونه ای که خیلی از اقوام تمایل دارند که برای موسیقی آنان هم کنسرت هایی برگزار شود.
وی در ادامه افزود: از آنجایی که ذوق هنری و موسیقی از کودکی در من وجود داشت اما بنابه دلایلی هیچگاه به منصه ظهور نرسید اما من این ذوق و علاقه را در خود حفظ کردم و به دلیل اینکه معلم بودم و معلم بودن با هنرمند بودن به خصوص در بخش موسیقی منافات دارد سعی کردم با راه اندازی موسسه ای هنری فرهنگی در این خصوص فعالیت و مسیر را برای هنرمندان فراهم کنم.
همتی گفت: طی دو سه سال اخیر توانستم با اخذ مجوزهایی مسیر را برای هنرمندان زیادی فراهم کنم. لطف خدا و محبت مخاطبان موسیقی و مردم فهیم و هنردوست ایرانی و به خصوص شهروندان تهرانی با حضور در کنسرت ها، مرا در ادامه این مسیر مصمم تر کرد.
وی همچنین تاکید کرد: آنچه مسلم است اینکه داشته ها و استعدادهای فرهنگی را باید کشف کرد. ما در ایران هنرمندان خوبی داریم  که باید شناسایی و کشف شوند و استعداهای درونی و خلاقیت های هنری آنان به منصه ظهور برسد.
همتی  با بیان اینکه در حرفه معلمی همیشه به دنبال دانش آموزان سطح یک و بالا نبوده ام گفت: همیشه درصدد بودم که با ثبت نام دانش آموزان ضعیف و مشکل دار بتوانم به آنها کمک کنم تا به حد ایده آل برسند و از نظر درسی و اخلاقی آنها را تربیت کنم. در موسیقی اقوام هم معمولا به دنبال هنرمندان حرفه ای و معروف نیستم و بیشتر درصدد معرفی استعدادها و چهره های جدید به مردم هستم.
مدیر موسسه فرهنگی هنری فروغ فلق در خصوص علت حمایتش از این گروه می گوید: دلیل حمایت من از این گروه درک مشکلات این قشر است و چون مدتی در کمپ های ترک اعتیاد به صورت افتخاری کار فرهنگی می کردم و همچنین به شرط حفظ سلامت و انجام تعهدات و همراهی متقابل میان موسسه و این گروه؛ به یاری خدا و همکاری مسئولان حمایت های مالی و معنوی خود را از این جوانان دریغ نخواهم کرد  تا روزی برسد که این گروه هنرمند مطرح و دیده شوند.
* از کارتن خوابی و زباله جمع کنی عاصی شده بودم
پیام ملکوتی که متولد 27 دی ماه 1359، دیپلمه و سرپرست گروه اسلویلو است و به دلیل اعتیاد و مشکلات مالی از ادامه تحصیل بازمانده است در این نشست از خاطرات تلخ  و سختی های زیادی که کشیده سخن گفت. از اینکه مدت زمانی به خاطر برخی ناملایمات زندگی در دام اعتیاد افتاد و با تجربه کردن تمامی مواد مخدر حتی کارش به کارتن خوابی و زباله جمع کنی نیز منجر شد تا اینکه یک روز به خود آمد و با ترک مواد مخدر و غرق شدن در دنیای موسیقی حالا سعی دارد که دست جوانانی که به هر دلیل در دام اعتیاد افتاده اند را بگیرد و حتی در زمینه اعتیاد و مضرات آن نیز مطالبی نوشته و در نشریات به چاپ رسیده است.
وی در خصوص ورودش به عرصه موسیقی می گوید: گیتار زدن را به عنوان اولین فردی که در کنار خیابان ها و داخل مترو ساز می زد؛ از سال 79 در محله گیشا آغاز کردم. آن زمان برادر بزرگم فوت کرد. من هم ابتدا گیتار به دست و به دنبال تائیدطلبی سیگار به دست گرفتم و کم کم با بقیه مواد آشنا شدم. پیش از این با پای پیاده خیلی از شهرهای ایران را گشتم اما هروئین و شیشه مرا از پا انداخت و از طرف همه اطرافیان ترور شخصیتی شدم. آنقدر چک و لگد و کتک خوردم و بی حرمتی دیدم و ناسزا شنیدم. اما با لطف خدا امسال یکسال است که پاک هستم حالا همه مرا بیشتر دوست دارند. امروز به خیلی ها کمک می کنم که از اعتیاد دور شوند و در مورد اعتیاد این بلای خانمان سوز هم مطالبی می نویسم.
وی با ابراز علاقه برای راه اندازی کمپ اعتیاد می گوید: دوست دارم کمپ ترک اعتیاد بزنم تا چند نفر پاک باشند. تو این سال ها موزیک می زدم، مواد می زدم، سعی می کردم خوش باشم و به همه خوبی کنم؛ اما هیچ وقت از این اوضاع راضی نبودم؛ از کارتن خوابی خسته شده بودم و همه را عاصی کردم. به خودم و اطرافیانم خسارت زدم و همه از من ناراضی بودند. من جدا ساز می زدم و پدرام برادرم و فربد هم با هم ساز می زدند. کم کم ساز زدن در مترو ممنوع شد و مقابل پاساژهای مختلف ساز می زدم. بنده مواد مخدر و از این موضوع بسیار عاجز بودم.
پیام می گوید: مسیر موسیقی خیابانی را من باز کردم اما چون معتاد بودم دیده نشدم. دیوار بین انسان و مصرف مواد مخدر فقط خداست. بهبودی یعنی مقاومت روزانه. طی شش ماهه اول پاکی خیلی وسوسه داشتم کتاب های زیادی خواندم. مطالعات زیادی داشتم تا توانستم بر وسوسه هایم غلبه کنم.
* شیشه ساخته دست شیطان است
وی با اشاره به اینکه مواد مخدر ارزان و قابل دسترس است می گوید: تا زمانی که خود معتاد تصمیم به ترک مواد نگیرد کمپ تاثیری نخواهد داشت. متاسفانه مواد مخدر خیلی راحت به دست می آید و قابل دسترس همگان است. مثلا اگر پدرام  برای خرید یک کیلو میوه بیرون می رفت و من  برای خرید مواد می رفتم من زودتر از او برمی گشتم. در واقع مواد مخدر ارزان و قابل دسترس است. وقتی فکر کوچک باشد آدم به سمت مواد می رود اما فکرهای بزرگ به چیزهای بزرگ می اندیشند. من برای اینکه بتوانم تجربه هایم را به افراد منتقل کنم تمام سعی و تلاش خود را می کنم.
پیام در ادامه خاطرنشان کرد: من در هر نقطه ای که باشم گذشته را فراموش نمی کنم. یک معتاد در وهله اول به افراد خسارت می زند. دوره های پاکی من مقطعی بود و چند بار ترک کردم اما مجددا به مواد رو آوردم. انسان باید در وهله اول خودش را دوست داشته باشد اما ضربه ها و شکست ها باعث شد که ما به این نقطه ای برسیم که الان هستیم. به عقیده من موسیقی می تواند معتادان را در ترک مواد مخدر کمک کند. من هم سعی دارم که مردم را از این کار نهی کنم.
پیام با ابراز امیدواری از اینکه روزی برسد که فقط شایستگی این را داشته باشم که بنده خدا باشم گفت: روزی برادرم پدرام که از اعتیاد من خیلی زجر می کشید به من گفت خدا کند یا تو بمیری یا من. من از حرفش خیلی شوکه شدم در نتیجه تصمیم گرفتم ترک کنم و پس از آن 3 تایی با هم کار را ادامه دادیم. در حالی که در این مسیر خیلی ها ما را مسخره می کردند و برخوردهای بدی با ما می شد؛ در برخی موارد هم تشویق می شدیم. بهبودی و پاک شدن من باعث شد که این بچه ها رشد کنند و ارتقا یابند. امیدوارم به نقطه ای برسیم که مسئولان حرف ما را بشنوند و ما را ببینند.
وی با اشاره به اینکه صداقتم مرا به اوج می کشاند در ادامه افزود: در این مسیر افراد زیادی خواستند اسپانسر مالی ما شوند اما در عمل هیچ اتفاقی نیفتاد و همه چیز در حد حرف بود. در نتیجه هنگامی که احساس کنم رابطه دلی نباشد ترجیح می دهم کار نکنم. اگر کسی من را به خاطر اهداف و عقایدم بخواهد؛ من با جان و دل کار می کنم. ایران قبل از فقر اقتصادی دچار فقر فرهنگی است. از خدا می خواهم نقص ها و کمبودهای عاطفی، مالی، جسمی و روحی ما را برطرف کند و یک شرایط مطلوب و آرامشی ایجاد کند تا همه به فکر هم باشیم و به هم کمک کنیم.
پیام با اشاره به اینکه تنها موسسه ای که از ما حمایت کرد موسسه فرهنگی هنری فروغ فلق است در خصوص مضمون آهنگهایشان می گوید: ما در مورد فلسطین، مسائل عاطفی، مواد مخدر و سیگار آهنگ می سازیم.
پیام که گیتار می زند و می خواند همچنین گفت: چند شعر و ترانه دارم اما کار ما بیشتر تلفیقی است و من ساز می زنم. امیدوارم به نقطه ای برسیم که کنسرت بگذاریم و به صورت رسمی برنامه اجرا کنیم. برادرم پدرام آهنگ اهریمن را که در خصوص اعتیاد است و با ملودی بسیار زیبا به خاطر اعتیاد من ساخته و تهیه کرده است.
وی با ابراز امیدواری که آلبوم آنها مجوز بگیرد و منتشر شود می گوید: اگر آلبوم ما منتشر شود و مورد تایید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برسد و مجوز بگیریم؛ بعد از آن اجرای سالنی خواهیم داشت. 12 ترانه برای این آلبوم آماده شده است و ما منتظریم بسترهای لازم فراهم شود. در حال حاضر مقابل پاساژ پردیس زندگی آریاشهر اجرا داریم. بعضی جاها از ما پذیرایی می کنند و ما را با آغوش باز می پذیرند اما برخی موارد نیز با ما برخوردهای بدی می شود در نتیجه تا مجوز نگیریم به راحتی نمی توانیم اجرا کنیم.
پیام در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چه پیامی به جوانان ایران دارید و از دولت چه می خواهید؟ می گوید: جوانان ما زیر آفتاب هستند و هیچ سایه بان و امنیتی ندارند ما می خواهیم ازدواج کنیم اما به خاطر مشکلات مالی نمی توانیم. از دولت می خواهیم که فقط ما را ببینند. دست یاری به ما بدهند. آنقدر مورد تمسخر قرار گرفته ام که باورهایم از بین رفته است. مشکلات موجود باید به صورت ریشه ای حل شود باید همه چیز رعایت شود؛ ایران باید در زمینه اعتیاد ریشه ای کار کند باید شخم بزند و بذر سالم را بکارد.
وی با بیان اینکه مردم حامیان خوبی بوده اند و از ما حمایت می کنند گفت: ما می خواهیم لااقل در یکی از پارک ها به راحتی برنامه اجرا کنیم. هر کدام از ما به یک شکل محبوبیت داریم. پول هایی که مردم می دهند تا حدودی هزینه های ما را پوشش می دهد. ما الان به جایی رسیده ایم که کارهای خود را ارائه دهیم. اما  اگر الان در اجراهای خیابانی بخواهیم آهنگ های خودمان را بخوانیم ممکن است آهنگ های ما لو برود و دیگران آن را کپی کنند. بقای این دوستی و تداوم همکاری خوب است. الان عشق و محبت به کار مرا دلگرم کرده است، اما  اگر شنیده نشویم از ایران می رویم اگر نتوانیم مشکلی را حل کنیم و تاثیرگذار باشیم قطعا از کشور می رویم.
*می خواهم مرد بزرگی شوم
پدرام ملکوتی برادر پیام که متولد 27 خرداد 1364 است و پیش از این در کافی شاپ گیتار می زده و در زمینه پیکرتراشی روی چوب هم مهارت هایی دارد. پدرام که نوازنده گیتار، سازدهنی، تومبا و ویالن است و می خواهد هنرهای زیادی را بیاموزد و مرد بزرگی شود می گوید: من از مهارت هایی چون حرکات بدنی یا رقص، نقاشی، موسیقی، پیکرتراشی و ... برخوردارم.
وی در خصوص اعتیاد برادرش می گوید: بسیار خوشحالم که پیام اعتیادش را ترک کرد و الان سالم و پاک در کنار ما کار می کند. من زمانی به خاطر تصادفی که داشتم مجبور بودم مدتی در خانه بمانم و خانه نشین شوم. این موضوع فرصتی شد تا در این مدت ترانه بنویسم و آهنگسازی کنم. اعتیاد برادرم باعث شد به خود و به دیگران و به خصوص افراد خانواده خیلی ضربه و آسیب بزند و همین موضوع سبب شد که به دیگران ثابت کنیم که اعتیاد چیز خوبی نیست. در نتیجه تصمیم گرفتیم یک گیتار بخریم که ابتدا یک گیتار غیر استاندارد که تقریبا شبیه گیتار بود خریدیم و کم کم گیتارهای بهتری خریدیم.
وی با ابراز امیدواری از اینکه این گروه برای جامعه مفید باشد در ادامه می گوید: مثلا یکسری نذری های سنتی و کلیشه ای در جامعه ما وجود دارد به نظر من جا دارد برخی از این نذری ها را تغییر دهیم و به جای آن مثلا به چند جوان کمک کنیم و یا نذر کنیم که اگر فلان خواسته ما محقق شد چند جوان معتاد را ترک دهیم و یا چند درخت بکاریم و ... یکسری ایده ها در سر دارم که احساس می کنم به آن ها توجهی نمی شود و دوست دارم فرهنگ سازی کنم. متاسفانه جامعه می بیند که چه کسی بزرگ است و چی می گوید در حالی که خیلی از افراد که مطرح نیستند اما اگر به آنها توجه کنیم خیلی حرف های خوب و مفیدی برای گفتن دارند.
پدرام با اشاره به اینکه مهمترین راز بقای موسیقی نجابت در جامعه است که باید حفظ شود و به صورت ارزش شناخته شود؛ می گوید: قدرت موسیقی خیابونی زیاد است و ما با اجراهایمان دل خیلی از مردم را شاد کردیم و برای ساعتی هم که شده آنها را از دغدغه های زندگی دور می کنیم.
*ما از اینکه حال مردم را خوب کنیم خوشحالیم
فربد حاج حیدر متولد 8 آذرماه 70 دیگر عضو گروه اسلویلو است. او در هنرستان موسیقی درس می خوانده و به گفته خودش کمی پر انرژی بوده است. از 3 سالگی تنبک می زده و از  12 سالگی وارد هنرستان موسیقی شد و با 8 ساز سنتی و غربی آشنایی دارد.
وی در خصوص ورودش به این گروه می گوید: موسیقی را به صورت تئوری می دانستم و موسیقی کار می کردم. درس خواندن در هنرستان جای رشدی برای من نداشت. تصمیم داشتم برای تحصیل به ارمنستان بروم اما به خاطر مشکلاتی نتوانستم به این سفر بروم و با پدرام در فرهنگسرای خاوران آشنا شدم و به این شکل یک گروه شدیم.
حاج حیدر در ادامه افزود: با پدرام تصمیم گرفتیم ساز خیابانی بزنیم. روز اول خیلی سربزیر و خجالت زده بودم و حس عجیبی داشتم. هر کس اظهارنظرهای مختلفی داشت و هر دو نفر ما از لحاظ روحی مشکلات خاصی داشتیم و در شرایط خوبی بسر نمی بردیم اما فیدبک های اجراهای خیابانونی برای ما بسیار زیبا و مفید بود. اولین اجرای ما سال 91 در اکباتان بود و حدود 26 هزار تومان با یک شاخه گل درآمد ما بود. کم کم گروه شکل گرفت. فیدبک و انرژی که به مردم می دهیم بسیار زیاد است و مردم متحیر می شوند. ما از اینکه حال مردم را خوب کنیم افتخار می کنیم و خوشحالیم.
آخرین نفر مرسل وطنی متولد 3 شهریور ماه 1372 کوچکترین عضو گروه است که 2 ماهی می شود وارد گروه شده است. وی دیپلمه و نوازنده ساکسیفون و کلارینت است. او در اجراهای خیابانی با گروه آشنا شده و به آنها پیوسته است.#

اضافه کردن نظر


حالت های رنگی