امروز: یکشنبه 25 آذر 1397 برابر با 16 دسامبر 2018

وقتی فیلمبرداری ساقدوش عروس کار دست داماد می‌دهد

وقتی فیلمبرداری ساقدوش عروس کار دست داماد می‌دهد
من فقط می‌خواستم دوستم را با استفاده از فناوری‌های جدید ارتباطی غافلگیر کنم و هیچ گاه فکر نمی‌کردم که این کارم جرم است و مجازات سنگینی دارد. رویا دختر ۱۷ ساله که به اتهام فیلم برداری از یک مجلس عروسی و انتشار آن در فضای مجازی دستگیر شده است در حالی این جملات را بر زبان جاری می‌کرد که مدعی بود: اصلا فکر نمی‌کردم افراد دیگری از این کارم سوء استفاده کنند و حیثیت و آبروی خانواده داماد را به بازی بگیرند.
این دختر نوجوان ادامه داد: من فرقی که با همه مهمانان دیگر عروسی داشتم این بودکه به عنوان ساقدوش عروس به مراسم ازدواج دعوت شده بودم. هنگام برگزاری مجلس متوجه شدم که داماد از یک خانواده سرشناس است به همین خاطر هم تصمیم گرفتم تا از لحظات شاد و استثنایی مراسم، با گوشی هوشمند همراهم فیلم برداری کنم و آن را به طور غافلگیرانه به صورت آنلاین برای یکی دیگر از دوستانم ارسال کنم، ولی در این اثنا متاسفانه دوستم هم این فیلم را برای دوستان دیگرش فرستاده بود و بدین ترتیب فیلم مراسم عروسی دوستم در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد در حالی که من اصلا به این موضوع توجهی نداشتم و تنها می‌خواستم با ابزار جدید ارتباطی دوستم را به طور غافلگیرکننده در جریان مراسم عروسی و اتفاقات آن قرار دهم.
دختر ۱۷ ساله در ادامه اظهارات خود عنوان کرد: وقتی ماموران پلیس فتا به سراغم آمدند و مرا دستگیر کردند فکر نمی‌کردم کار من موجب هتک حیثیت یک خانواده سرشناس شده باشد، اما الان متوجه شدم که وقتی فیلم عروسی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است فرد دیگری که پدر داماد را کاملا می‌شناخت از این که آن‌ها از افراد صاحب نام هستند سوء استفاده کرده بود و برای تخریب چهره این خانواده، بخش‌هایی از مراسم عروسی را که در قسمت زنانه فیلم برداری شده بود در این شبکه‌های غیراخلاقی منتشر کرده بود.
حالا که متوجه این موضوع شدم فهمیدم که چه اشتباه بزرگی مرتکب شده ام چرا که این فیلم نه تنها موجب هتک حیثیت یک خانواده شده است بلکه ممکن است به متلاشی شدن یک خانواده منجر شود. من اگر از این که گرفتن فیلم بدون اجازه عروس و داماد و خانواده‌های آنان جرم است، اطلاعی داشتم هیچ گاه این کار را نمی‌کردم و زندگی دوست نزدیکم را به بازی نمی‌گرفتم. اکنون خیلی پشیمانم، ولی آب رفته را نمی‌توان به جوی بازگرداند و باید منتظر مجازات سنگینی باشم.

جلوگیری از فعالیت دو پزشک به دلیل تخلفات متعدد

جلوگیری از فعالیت دو پزشک به دلیل تخلفات متعدد
دادستان شهرستان البرز با تاکید بر لزوم نظارت دانشگاه‌های علوم پزشکی بر مراکز درمانی از جلوگیری از فعالیت دو پزشک به دلیل تخلفات متعدد خبر داد.
محمودخانی دادستان عمومی و انقلاب شهرستان البرز از پلمب دو مرکز تزریقاتی غیرمجاز در این شهرستان خبر داد و گفت: در این زمینه از فعالیت ۲ پزشک که دارای تخلفات متعدد بوده اند نیز جلوگیری شده است.
وی بر ضرورت اولویت بندی موضوعات و مسایل مربوط به بهداشت عمومی در راستای تأمین سلامت مردم تاکید کرد و گفت: دادستان به عنوان مدعی العموم در موضوعاتی که مربوط به سلامت جامعه است با جدیت پیگیر است و در این راستا به دانشگاه‌های علوم پزشکی تاکید شده که نظارت لازم را بر مراکز درمانی داشته باشند.
گفتنی است: چندی پیش تزریق سرم بدون حضور و نظارت پزشک در یکی از بهداری‌های شهر الوند موجب فوت یکی از شهروندان شد که دادستان شهرستان البرز از بازداشت تزریق کننده دارو به اتهام قصور منجر به فوت (قتل غیرعمد) خبر داد .

خواسته گروه کارگری چیزی جز ترمیم قدرت خرید کارگران نیست

خواسته گروه کارگری چیزی جز ترمیم قدرت خرید کارگران نیست

عضو کارگری شورای عالی کار می‌گوید: قطعا خواسته گروه کارگری از جلسه امروز شورای عالی کار، چیزی به جز ترمیم قدرت خرید کارگران نیست. هرچند مسائل دیگری هم این جلسه مطرح می‌شود و ماهم مسائلی داریم.
 شورای عالی کار با هدف ترمیم قدرت خرید کارگران تشکیل جلسه می‌دهد. این اولین جلسه شورای عالی کار در دوره تصدی‌گری «محمد شریعتمداری» در مقام وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی است.کارگران شاغل و بازنشسته و تشکل‌‌های کارگری به مذاکرات امروز چشم دوخته‌اند و انتظار دارند که خروجی این جلسه، پذیرش ترمیم مزد از جانب گروه کارفرمایی و دولت و اجرای آن در اسرع وقت باشد.«علی خدایی» عضو کارگری شورای عالی کار در خصوص مواردی که در جلسه امروز پیگیری می‌شود، توضیح داد: قطعا خواسته گروه کارگری از جلسه امروز شورای عالی کار، چیزی به جز ترمیم قدرت خرید کارگران نیست. هرچند مسائل دیگری هم این جلسه مطرح می‌شود و ما هم مسائلی داریم اما با توجه به اهمیت موضوع "معیشتِ کارگران"، از دید ما مهم‌ترین موضوع ترمیم قدرت خرید کارگران است.
عضو هیات مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور، در پاسخ به این پرسش که به نظر می‌رسد وزرات کار در افزایش قدرت خرید کارگران منفعل است، آیا شما هم بر این عقیده هستید، گفت: قبول دارم که در دوران سرپرستی وزارت کار منفعل عمل کرد و تشکیل جلسه توسط شورای عالی کار را به عقب می‌انداخت تا شورای عالی کار نتواند به وظایف قانونی خود عمل کند اما در این دوره باید صبر کرد و دید که وزیر جدید تعاون، کار و رفاه اجتماعی چه می‌کند.وی افزود: با توجه به اینکه در سه وزارتخانه کلیدی شاهد تغییر وزرا بودیم، داوری در مورد اینکه دولت منفعل عمل می‌کند، زود است؛ ضمن اینکه زمان زیادی از این تغییرات در بدنه دولت نگذشته است و بهتر است که جلسه امروز برگزار شود تا بعد از آن بتوانیم اظهار نظر کنیم.خدایی با بیان اینکه شورای عالی کار جای رسیدگی به شرایط اقتصادی تولید نیست، گفت: به هیچ وجه این استدلال را نمی‌پذیریم که چون شرایط تولید خوب نیست نباید از ترمیم مزد سخن گفت! بارها در خصوص پایین بودن سهم مزد در هزینه‌های تولید استدلال‌های خود را ارائه کرده بودیم و گروه کارفرمایی نظر گروه کارگری را در این مورد می‌داند. اما به صورت کلی باید بگویم  که وظایف شورای عالی کار در ماده ۱۶۷ و ۱۶۸ قانون کار مشخص شده است و رسیدگی به شرایط اقتصادی تولید جز آنها نیست.این عضو کارگری شورای عالی کار گفت: در یک کلام وظیفه شورای عالی کار عمل به مواد قانون کار است و قانون کار هم جایی برای رسیدگی به وضعیتِ بنگاه‌های تولیدی ندارد البته ما در حدی که قوانین اجازه می‌دهند به مسائل ورود می‌کنیم.

با «ترمیم دستمزد» مخالفت می‌شود اما تعرفه‌ی پزشکان مدام بالا می‌رود

با «ترمیم دستمزد» مخالفت می‌شود اما تعرفه‌ی پزشکان مدام بالا می‌رود
نایب رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه‌ی کارگری می‌گوید: در شرایطی که وضعیتِ اقتصادی سازمان‌های بیمه‌گر در رابطه با پرداخت هزینه‌های درمانِ بیمه‌شدگان، بسیار تاسف‌بار است و این صندوق‌ها به هیچ وجه توان پاسخگویی نیازهای درمانی بیمه‌شدگان را ندارند، تصمیم خرق‌الساعه برای افزایش درآمدِ قشر مرفهِ پزشک، بسیار تعجب برانگیز است.
 تقلای کارگران برای زنده ماندن با تلاش برای «ترمیمِ عادلانه‌ی دستمزد» گره خورده‌ است. در این شرایط که ماه‌ها محاسبه و رایزنیِ کارگران «هنوز» به جایی نرسیده، خبر می‌رسد که حق‌العمل پزشکان در میانه سال برای بار دوم افزایش یافته‌ است.چرا باید دریافتی قشر مرفهی مثل پزشکان در این شرایط اقتصادی در میانه سال افزایش یابد؟ آیا در شرایط فعلی، این تصمیمِ «شورای عالی بیمه» منافاتی با بحرانِ منابع-مصارفِ صندوق‌های بیمه‌گر ندارد؟ مگر قرار نیست از «مصارف» صندوق‌ها تا حد امکان بکاهند تا «منابعِ زوال یافته» آنها حفظ شود، پس چرا در این هنگامه، تعرفه پزشکان به راحتی افزایش می‌یابد؟علیرضا حیدری (نایب رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری) در انتقاد از این تصمیم می‌گوید: در شرایطی که وضعیتِ اقتصادی سازمان‌های بیمه‌گر در رابطه با پرداخت هزینه‌های درمانِ بیمه‌شدگان، بسیار تاسف‌بار است و این صندوق‌ها به هیچ وجه توان پاسخگویی نیازهای درمانی بیمه‌شدگان را ندارند، این تصمیم خرق‌الساعه برای افزایش درآمدِ قشر مرفهِ پزشک، بسیار تعجب برانگیز است.
چرا برای پزشکان «خاصه‌بخشی» می‌کنند؟!
کارگران ایرانی ماه‌هاست که به دنبال برگزاری جلسه شورای عالی کار و جبران قدرت خرید از دست رفته‌ی خود هستند؛ اگر قرار باشد مزد کارگر، ده درصد زیاد شود، صدای مدعیان بسیاری در دفاع از اقتصاد ملی بلند می‌شود که "چرا تولید را سخت می‌کنید" اما در همین شرایط، برای پزشکان «خاصه‌بخشی» می‌کنند و به سرعت، تعرقه‌های آنان را افزایش می‌دهند؛ حیدری این شرایط را غیرقابل قبول می‌داند و می‌گوید: «بحران معیشت» و کوچک شدن سبد معیشت مردم، بیداد می‌کند؛ در این بین تلاش‌های کارگران برای جلب نظر مساعد دولتی‌ها و قانونگزاران تا امروز به جایی نرسیده‌است و هم دولت و هم کارفرمایان با افزایش


دستمزد مخالفت شدید می‌ورزند. در این شرایط بغرنج، با افزایش عایدی کسانی مواجه می‌شویم که اساساً هیچ نیاز معیشتی ندارند؛ بدون تردید در این تصمیم، فقط تامین رفاه بیشتر برای قشر مرفه «پزشک» مطرح است؛ درحالیکه بحث ترمیم دستمزد به شریان حیاتی چند ده میلیون خانوار کارگری مربوط است؛ چرا با این مخالفت می‌شود ولی با آن نه؟!این فعال کارگری ادامه می‌دهد: چرا در جایی که علی‌القاعده باید سیاست‌های انقباضی پیش بگیرند، هیچ مقاومتی صورت نمی‌گیرد و از جیب بیمه‌شدگان، خرج مرفهان می‌کنند؟! چرا هیچ «مقاومتی» در این زمینه شکل نمی‌گیرد؟
سیاست‌های یک بام و دو هوای دولت، اعجاب‌آور و پرسش‌برانگیز است
وی می‌افزاید: ناتوانی خدمات‌رسانیِ بیمه‌گرها کاملاً آشکار و هویداست؛ مرتباً «شورای عالی بیمه» از تعهدات صندوق‌ها می‌کاهد؛ همین اواخر از سطح پوشش دارویی بیمه‌ها کاسته‌اند؛ 79 قلم داروی OTC را از پوشش بیمه خارج کرده‌اند، علاوه بر آن داروهای شیمی درمانی را نیز خارج از پوشش بیمه تعریف کرده‌اند؛ مضاف بر اینکه به علت کمبود منابع، به بسیاری از تعهدات عمل نشده‌است. حال در زمانه‌ای که سازمان‌های بیمه‌گر با مشکلات جدی، دست به گریبان هستند و هزینه‌های سالانه‌ی آنها از سقف بودجه‌ای تعیین شده، فراتر می‌رود، سیاست‌های یک بام و دو هوای دولت، اعجاب‌آور و پرسش‌برانگیز است.
سیاست‌های بیمه‌ای دچار تعارض ساختاری‌ست
چرا دولت در تدویت سیاست‌های بیمه‌ای دچار تعارض ساختاری‌ست؟ آنگونه که حیدری ادعا می‌کند، شاکله‌ی این سیاست‌ها «ناهمخوان» است و از منطقِ یک بام و دو هوا پیروی می‌کند. او معتقد است سیاست‌های بیمه‌ای دولت در حوزه ارائه تعهدات به بیمه‌شدگان «انقباضی» ولی در حوزه پرداخت به پزشکان، دست‌ودلبازانه و «انبساطی»‌ست.او در تشریح این دوگانگی می‌گوید: به شکل بی‌سابقه‌ای در طی یک سال، دو بار تعرفه‌های پزشکان افزایش یافته‌است. امسال به طور بی‌سابقه‌ای «شورای عالی بیمه» بدون توجه به ترازِ منابع و مصارف، دوبار حق‌العمل پزشکان را افزایش داده‌است؛ امسال در این شرایط بحرانی اقتصاد و در شرایطی که قدرت خرید دهک‌های پایین جامعه به شدت کاهش پیدا کرده، این گشاده‌دستیِ «شورای عالی بیمه» به هیچ وجه قابل قبول نیست. چرا در تصمیم گیری‌ها، ملاحظه شرایط اقتصادی خانوارهای ایرانی را نمی‌کنند و هیچ ابایی از صرف پول‌های مزدبگیران برای رفاه بیشتر پزشکان ندارند؟
 این «بخشی‌نگری» را چگونه می‌توان توجیه کرد؟!  
نایب رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه‌ی کارگری، انگشتِ انتقاد را به سمت ساختار «شورای عالی بیمه» نشانه می‌رود و می‌گوید: ساختار شورای عالی بیمه بیشتر حاکمیتی‌ست و اکثریت اعضای آن، مستقیم یا غیرمستقیم، نمایندگان و سخنگویان دولت هستند؛ در ترکیب این شورا، تشکل‌های کارگری یا نمایندگانِ بیمه‌شدگان جایی ندارند و از همین روست که منافع بیمه‌شدگان در تصمیم گیری‌ها در نظر گرفته نمی‌شود. او ادامه می‌دهد: جای افسوس است که منابع صندوق‌ها را کارگران و مزدبگیرانِ کم‌درآمد تامین می‌کنند اما همین منابع، صرف رفاهِ بیشتر پزشکان می‌شود؛ از یک طرف با این استدلال که باید جلوی خرج‌های اضافی را گرفت، داروهای شیمی‌درمانی را از شمول بیمه خارج می‌کنند و از طرف دیگر، به راحتی 5 درصد به منافع مادی پزشکان می‌افزایند؛ همین الان هم حقوق‌های نجومی پزشکان دردسرساز است؛ این «بخشی‌نگری» را چگونه می‌توان توجیه کرد؟!

مرد مشهدی شیشه مغازه را شکست و دخترش را از پستوی شیطانی فروشنده نجات داد

مرد مشهدی شیشه مغازه را شکست و دخترش را از پستوی شیطانی فروشنده نجات داد
دختر نوجوان در یک قدمی تلخ ترین اتفاق زندگی اش قرار داشت که پدرش سر رسید و او را از اسارتگاه جوان شیطان صفت نجات داد.
کاش به حرف های دوستانم گوش نمی کردم و در برابر نصیحت های پدر و مادرم سر تسلیم فرود می آوردم. کاش دوستانم مرا دختری عقب افتاده و متعلق به قرن بوق می دانستند اما این گونه همه زندگی و هستی ام در معرض تاراج قرار نمی گرفت وقتی دوست پسرم مرا به پستوی مغازه کشاند.
دختر 15 ساله ای که به همراه پدرش برای شکایت از جوان لوازم تحریر فروش وارد کلانتری شده بود با بیان این که هنوز از شدت وحشت لحظه ای که در دام جوان شیطان صفت افتادم به خود می لرزم، اشک ریزان به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد گفت: از ابتدای امسال با چند دختر از همکلاسی هایم دوست شده بودم که افکاری متفاوت تر از من داشتند آن ها دوستی با جنس مخالف را موضوعی عادی و طبیعی جلوه می دادند و مرا که دختری سر به زیر و محجبه بودم عقب افتاده خطاب می کردند. آن‌ها که در فضای مجازی گروه دوستی به راه انداخته بودند مرا دختری بی عرضه می خواندند که نمی توانم زیبایی و جذابیت ظاهری داشته باشم چرا که نمی توانم توجه پسری را به خودم جلب کنم. آن ها آن قدر مرا مسخره می کردند و با نیش و کنایه هایشان آزارم می دادند که تصمیم گرفتم جایگاه خودم را در گروه دوستی آن ها پیدا کنم به همین دلیل چادر را کنار گذاشتم و دوستانم را به منزلمان دعوت کردم تا زیبایی هایم را به رخ آن ها بکشم. اما آن روز وقتی دوستانم از منزل ما رفتند پدر و مادرم با دیدن رفتارها و نوع پوشش آن ها، مرا از دوستی با همکلاسی هایم نهی کردند و به نصیحتم پرداختند که نباید

با چنین دخترانی رفت و آمد کنم اما من که تحت تاثیر حرف های دوستانم دچار نوعی لجبازی کودکانه و تقلید کورکورانه شده بودم با بی احترامی پاسخ پدر و مادرم را دادم که می خواهم حداقل در انتخاب دوست آزاد باشم به طوری که چند هفته با پدرم قهر کردم. بعد از آن ماجرا بود که تصمیم گرفتم دوست پسری پیدا کنم تا وقتی همکلاسی هایم از روابط نامتعارفشان با جنس مخالف سخن می گویند من مثل همیشه سکوت نکنم و در برابر آن ها کم نیاورم. در اطراف مدرسه ما فروشگاه لوازم تحریری بود که گاهی برای خرید به آن جا می رفتم و با ابراز محبت های شاگرد فروشنده روبه رو می شدم. این موضوع برایم بسیار خوشایند بود چرا که دیگر می توانستم نزد دوستانم پز بدهم و او را به عنوان دوست پسرم معرفی کنم! با آن که مادرم هر روز بعداز تعطیلی مدرسه به دنبالم می آمد و مرا تا خانه همراهی می کرد ولی آن روز قرار شد خودم به تنهایی بازگردم چرا که مادرم گفته بود می خواهد خواهرم را نزد پزشک ببرد. من هم که خوشحال شده بودم بعد از تعطیلی مدرسه از فرصت سوءاستفاده کردم و برای دیدار «اتابک» به مغازه اش رفتم. او که از دیدنم ابراز شادمانی می کرد از من خواست پشت پیشخوان بروم تا راحت تر درباره آینده با یکدیگر صحبت کنیم. من هم که با تلقین دوستانم این گونه روابط را «مد» می دانستم وارد مغازه شدم و او به بهانه این که کسی مزاحم گفت وگوی مان نشود در مغازه را قفل کرد و سپس با یکی از دوستانش تلفنی تماس گرفت و در حالی که او را به مغازه اش دعوت می کرد، گفت: دختری را به دام انداخته است و او هم می تواند به مغازه بیاید. وقتی فهمیدم در چه مخمصه شومی گیر افتاده ام. جیغ کشیدم و گریه کردم اما او مرا به پستوی مغازه اش هل داد که پایم آسیب دید. در همین گیرودار صدای شکستن شیشه های مغازه بلند شد و اتابک هراسان خودش را به بیرون از مغازه رساند من هم بلافاصله برخاستم و پدرم را دیدم که با دستان خون آلودش با اتابک درگیر شده است، با دیدن او قوت قلب گرفتم و گریه کنان پدرم را به آغوش کشیدم تا مرا به خاطر این اشتباه هولناک ببخشد چرا که پدرم نگرانم شده بود و در آخرین دقایق تعطیلی خودش را به نزدیکی مدرسه رسانده واز دور مرا دیده بود که وارد مغازه شدم.حالا هم در حالی از نگاه کردن به چشمان پدرم شرم دارم که کاش همان روز اول نصیحت هایش را می پذیرفتم. شایان ذکر است، به دستور سروان محمد ولیان (رئیس کلانتری پنجتن) رسیدگی به این پرونده در دستور کار ماموران دایره اطلاعات کلانتری قرار گرفت.

اینجا گویی اتفاقات تلخ سنین پایین جامعه را نشانه گرفته. رنج اینجا تکثیر می‌شود. از مادر به فرزند می‌رسد و گاهی حتی خواهر و برادر کوچکتر وارث فرهنگی می‌شود که خواهر بزرگتر را قربانی کرده.

دخترانی که در جنوب تهران زود عروس می شوند و زود بیوه!
اینجا گویی اتفاقات تلخ سنین پایین جامعه را نشانه گرفته. رنج اینجا تکثیر می‌شود. از مادر به فرزند می‌رسد و گاهی حتی خواهر و برادر کوچکتر وارث فرهنگی می‌شود که خواهر بزرگتر را قربانی کرده.
دختران اینجا زود عروس می‌شوند، زود مادر و زود مطلقه. پسران هم البته از این قاعده جدا نیستند. بسیاری از آن‌ها هم طبق فرهنگ گذشتگان خود با دختران کم سنی ازدواج کنند و زود ازدواج می‌کنند.
اینجا ۴۵ دقیقه‌ای تا پایتخت فاصله دارد. منطقه‌ای حوالی شهریار است.
بعد از سمیه، مادر شیدا به اتاق می‌آید. مدت زمان زیادی است که رسیده. قرار بود شیدا بیاید اما مادرش از سرکارش خودش را به ما رسانده و ترجیحش این است که داستان ازدواج و طلاق شیدا در سیزده سالگی را خودش روایت کند.روسری گلدار نارنجی سر کرده. چادر مشکی‌اش را دور خودش پیچیده. ناخن‌هایش را حنا گذاشته و کوتاه کرده، دست‌هایش می‌لرزند. او هم مانند سمیه اندکی اضطراب دارد. اما احتمالا به واسطه بیشتر بودن سنش راحت‌تر روایتش را شرح می‌دهد.«کار می‌کنم چند سال است. سه سال پیش در یک آسایشگاه سالمندان کار کردم، بعد از آن در خانه‌های مردم کار کردم، هنوز هم کار می‌کنم از یکی از همین خانه‌ها آمدم، فرش شستم.»بدون مکث

صحبتش را ادامه می‌دهد. زهره خانم با سرعت بیشتر حرف می‌زند. هم نگران شیداست و هم خودش تمایلش به گفتن جزییات بیشتر است. درباره ازدواج شیدا از او می‌پرسم.«شوهرم معتاد است سالهای زیادیست که می‌کشد. خواهر شوهرم یک روز به من زنگ است و گفت شوهرم پولی از یک فروشنده دریافت کرده و قرار است شیدا را به او در قبال آن پول بدهد. خواهر شوهرم زن زرنگیست. تا فهمیده بود به من گفته بود. شیدا در همان روزها یک خواستگار دیگر هم داشت به اسم علی. از فامیل دور شوهرم بودند. سرباز بود. خب ما در شهرستان رسم داریم که زود ازدواج کنیم خود من ۱۱ سالم بود که ازدواج کرده بودم حتی عادت ماهانه هم نداشتم. شیدا را هم به همین بهانه راضی کردم، خب علی از فروشنده مواد مخدر بهتر بود. هرچند که بعدتر مشخص شد که هیچ کدام به درد شیدا نمی‌خورند.»از او درباره علی می‌پرسم از رابطه او با شیدا. زهره خانم می‌گوید:« شیدا چند ماه قبل از عقدش با علی مدرسه نرفت، دوم راهنمایی بود. هزینه‌اش را نداشتم گفتم به مدرسه نرو، علی که آمد می‌فهمیدم که شاید شیدا بخواهد خودش را از این بی‌پولی ما نجات دهد. شوهرم هم اوضاع درستی ندارد، او دائما شیدا را کتک می‌زد. شوهرم توهم داشت که مرد دیگری به خانه ما رفت و آمد دارد و او با شیداست. همه اینها شیدا را وادار کرد که بله بگوید، هرچند که دقیقه نود پشیمان شد اما من گفتم آبرویمان می‌رود و آن‌ها روی تو اسم گذاشته‌اند.با بغضی که مشخص است هیچ گاه نمی‌خواهد آن را به گریه تبدیل کند می‌گوید:« دقیقه نود پیشمان شد بعدها فهمیدم که دختر عمه علی به شیدا پیام داده بود که پایت را از زندگی ما بیرون بکش انگاری که قبلا همدیگر را می‌خواستند.»از زهره خانم درباره سن شیدا می‌پرسم او ابتدا مکث می‌کند و می‌گوید: « دخترم ۱۴ ساله است وقتی ازدواج کرد ۱۳ ساله بود٬ دختر دیگرم هم همین سن بود که ازدواج کرد.»تعجب می‌کنم می‌گویم شما که پیشتر تجربه‌اش را داشتید چرا اجازه دادید که دختر دیگرتان هم کودک همسر شود. سرش را پایین می‌اندازد می‌گوید: « شوهرم چند سال است که معتاد است به شیشه شما می‌دانید مردی که معتاد به شیشه باشد به همه چیز شک دارد حتی به دختر خودش برایتان گفتم می‌خواست او را بفروشد من ترسیدم شیدا هم ترسید. شاید من باید جلوی شوهرم می‌ایستادم شاید باید خودم طلاق می‌گرفتم اما این منطقه شما نمی‌دانید این منطقه چه قدر حرف پشت سر آدم می‌زنند من نمی‌توانستم کاری کنم.»ساکت می‌شود من هم سکوت می‌کنم آرام‌تر که می‌شود از او درباره روند طلاق شیدا می‌پرسم. می‌گوید: « در دوران عقد وقتی شیدا با خانواده همسرش به سفر می‌رود متوجه می‌شود که علی با دختر عمه‌اش رابطه دارد از آن‌ها عکس می‌گیرد و بعد که به تهران باز می‌گردند همه را به خانه خودمان دعوت می‌کند و عکس‌ها را نشان می‌دهد. شیدا دخترم زرنگ است مثل من نیست. پدر علی عصبانی می‌شود و باور نمی‌کند همه فکر می‌کردند که من دخترم را درست تربیت نکردم اما وقتی با چشم خودشان می‌بینند که علی خیانت کرده در نهایت طلاقش می‌دهند.»زهره خانم بدون مکث به روایتش ادامه می‌دهد: « شیدا چند ماه است که جدا شده٬ چون در هنگام عقد با علی رابطه جنسی نداشت مهر طلاق از شناسنامه‌اش حذف می‌شود اما من هنوز نتوانستم این کار را کنم. پدرش هم چند ماهی است که به خانه نمی‌آید. وقتی هم که می‌آید بیست چهار ساعت می‌خوابد و بیست و چهار ساعت بعد در توهم است.»

فتوای آیت‌الله مکارم شیرازی درباره مصرف مواد مخدر

فتوای آیت‌الله مکارم شیرازی درباره مصرف مواد مخدر

مرجع تقلید شیعیان با بیان اینکه در کشور در زمینه مبارزه با مواد مخدر به لحاظ فرهنگی ضعیف عمل کرده‌ایم گفت: باید کاری کرد که رسانه‌ها اهمیت بیشتری به مسئله مبارزه با مواد مخدر بدهند.
آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی در دیدار سردار مؤمنی دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور با بیان جنبه‌های مختلف مواد مخدر در دنیا اظهار داشت: جنبه اقتصادی یکی از این ابعاد بوده که به دلیل اینکه درآمد فوق‌العاده‌ای دارد خیلی‌ها آلوده آن می‌شوند.وی افزود: حتی در بعضی از جراید و اخبار هم آمده که بسیاری از شخصیت‌های مهم در کشورهای مهم نیز به این مسئله دام می‌زنند، و به دلیل درآمد کلانش به افزایش این زمینه کمک می‌کنند.مرجع تقلید شیعیان مواد مخدر را یک نوع تجارت مرگ دانست و گفت: از لحاظ سیاسی نیز بسیاری از دولت‌های به‌ اصطلاح استعمارگر معتقدند اگر ملت‌ها را به این سمت بکشانند موفق‌تر خواهند بود، حتی در اخبار شنیدم که اسرائیل زمین‌های کشاورزی بسیاری کمی دارد اما اجازه داده که در این زمین‌ها کشت تریاک شود و از آن برای جوانان جنوب لبنان استفاده کنند.آیت‌الله مکارم شیرازی با اشاره به جنگ تریاک که مربوط به انگلستان بوده و در پی واردکردن تریاک به چین بوده است، افزود: هر چه این آلودگی در میان جوانان بیشتر باشد راه برای رسیدن به اهداف شوم دشمنان بازتر می‌شود.
وی با بیان جنبه اسلامی و شرعی آلوده شدن به مواد مخدر گفت: از نظر شرعی هم مصرف مواد مخدر و آلوده شدن به آن‌ یکی از محرمات مسلم است، بنابراین از جهات مختلف باید با این مسئله مبارزه کرد.استاد برجسته حوزه علمیه قم با تأکید بر انجام مبارزه فرهنگی در زمینه مواد مخدر تصریح کرد: یکی از مهم‌ترین کارها همان مبارزه فرهنگی بوده و باید رسانه‌ها دست‌به‌دست هم داده و عواقب شوم این کار را به مردم نشان داده و پیشگیری کنند.آیت‌الله مکارم شیرازی با بیان اینکه در کشور در زمینه مبارزه با مواد مخدر به لحاظ فرهنگی ضعیف عمل کرده‌ایم، گفت: اگر کار فرهنگی در این زمینه صورت گیرد اثرش بیشتر است چرا که پیشگیری تأثیرش بیشتر از درمان است و باید کاری کرد که رسانه‌ها اهمیت بیشتری به آن دهند.وی با تأکید بر عملی شدن تصمیمات اتخاذ شده در زمینه مبارزه با مواد مخدر ابراز کرد: این مسئله باید مطالعه وسیعی صورت بگیرد تا ببینیم چه گونه می‌شود در مواجه با مواد مخدر موفق‌تر عمل کرد، در مساجد و اماکن مذهبی نیز برای مردم مسئله مواد مخدر بیان‌ شده و فرهنگ‌سازی شود.مرجع تقلید شیعیان با بیان اینکه کار ستاد مبارزه با مواد مخدر یک کار جهادی است، تأکید کرد: سرمایه یک کشور در درجه اول جوانان کشور هستند، مواد مخدر هم هدفش بیشتر جوانان هستند، اگر نیروی جوان را از یک کشور بگیرند هیچ‌ چیزی برایش نمی‌ماند بنابراین باید در این زمینه کارهای جدی صورت گیرد.

شلیک پلیس تهران گروگانگیر ساطور به دست را از پا در آورد

شلیک پلیس تهران گروگانگیر ساطور به دست را از پا در آورد
رییس کلانتری 128 تهران نو از دستگیری دو سارق منازل که قصد سرقت از منازل شرق پایتخت را داشتند خبر داد.
به گزارش خبرنگار حوزه حوادث و انتظامی گروه اجتماعی سرهنگ رسول بهرامی رییس کلانتری 128 تهران نو گفت: ساعت 21:30 مورخ 11/08/97 در پی تماس با مرکز فوریتهای 110 پلیس مبنی بر اعلام سرقت از منازل مامور گشت کلانتری 128 تهران نو جهت بررسی موضوع به محل اعلام شده اعزام شد.
وی اظهار کرد: در زمان حضور مامور گشت کلانتری در محل، وی به دو نفر که در کوچه مورد نظر بودند مشکوک شد و به سمت آن ها رفته تا علت حضور این دو فرد را جویا شود.
رییس کلانتری 128 تهران نو گفت: زمانی که مامور گشت کلانتری به سمت دو نفر ایستاده در کوچه رفت، آن ها اقدام به فرار کردند.
وی با بیان اینکه به دلیل بافت قدیمی منازل خانه های مجاور هم از طریق بالکن به یکدیگر راه دارند، گفت: با بازگشت سارقان به محل آن ها از طریق بالکن خانه اولی که از آن سرقت کرده بودند به خانه مجاور آن رفته و اقدام به سرقت از آن منزل مسکونی کردند. پس از مدتی که مامور گشت کلانتری برای بررسی محلی مجددا به محل مورد نظر باز می گردد متوجه صدایی با این مضمون که کسی درخواست کمک دارد و اعلام می کند که دزد آمده است، سریعا وارد عمل شده و با اعلام موضوع به کلانتری خود وارد خانه شد.
سرهنگ بهرامی تصریح کرد: زمانی که مامور پلیس در حال ورود به ساختمان بود متهمان به همراه فردی که گروگان گرفته بودند در حال خروج از ساختمان بودند که با مامور پلیس مواجه می شوند، در همین حال

متهمان با توجه به نافرمانی از دستور ایست پلیس یکی از متهمان با پرتاب کردن ساطور به سمت مامور پلیس سعی کرد تا از دست وی فرار کند.
وی در ادامه گفت: با توجه به نافرمانی متهمان از دستور ایست پلیس،مامور پلیس با به کارگیری از قانون استفاده از سلاح به سمت متهمی که گروگان در اختیارش بود شلیک کرد و وی از ناحیه پا مجروح شد و در همین حال فرد گروگان گرفته شده از دست متهم آزاد شد.
رییس کلانتری 128 تهران نو گفت: پس از اتفاقات رخ داده هر دو متهم توسط پلیس دستگیر و به کلانتری منتقل شدند. در بازرسی از متهمان مقداری طلا و جواهر، پول، ادوات سرقتی از قبیل پیچ گوشتی پ، دیلم و همچنین یک قبضه چاقو سلاخی و ساطور کشف و ضبط شد.
وی در پایان بیان داشت: متهمان جهت بررسی پرونده به اداره ششم آگاهی پلیس پایتخت منتقل شدند.

حالت های رنگی