امروز: دوشنبه 26 آذر 1397 برابر با 17 دسامبر 2018

وزارت بهداشت به ضرر فرودستان رفتار می‌کند

وزارت بهداشت به ضرر فرودستان رفتار می‌کند
علیرضا حیدری می‌گوید: هزینه داروهای شیمی درمانی در هر ماه، چند برابرِ دستمزد ماهانه‌ی یک کارگر است. در چنین شرایطی او از کجا بیاورد که چنین هزینه‌ای را بپردازد؟!
، وزارت بهداشت در اقدامی بی‌سابقه، داروهای شیمی درمانیِ خارجی را از شمول بیمه‌ها خارج کرده‌است. به عبارتی بعد از این اگر بیمار سرطانی بخواهد داروی شیمی درمانی خارجی خریداری کند، باید آن را به نرخ آزاد و با دلارِ بالای ده هزار تومان بخرد؛ نگرانی‌ها در ارتباط با این رویکرد تا حدی بالا گرفته که رسول خضری (نماینده مجلس) این تصمیم را «نگران‌کننده» و دارای عواقب سوء توصیف کرده‌است.علیرضا حیدری (فعال کارگری و نایب رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری) در ارتباط با این اقدام غیرحمایتیِ دولت و زارت بهداشت، می‌گوید: وزارت بهداشت داروهای شیمی درمانی را که مشابه داخلی دارند، از پوشش بیمه‌ها خارج کرده‌است؛ تولیدکننده‌های داروهای شیمی درمانی، طیف وسیعی دارند؛ مثلاً یک داروی خاص را هند، ترکیه و سوئیس تولید می‌کند اما بازه‌ی قیمت‌ها بسیار متفاوت است، ممکن است قیمتِ داروی تولید سوئیس، دوبرابر داروی ترکیه باشد؛ اما بحث اصلی، میزانِ «تاثیرگذاریِ دارو» است.
باید اثبات شود که نمونه داخلی این  داروها همان میزان اثربخشی دارد
وی ادامه می‌دهد: حال در مورد داروهای از پوشش بیمه خارج شده نیز می‌توان این سوال را مطرح کرد که آیا قدرت اثربخشیِ داروهای شیمی‌درمانیِ ساخت داخل به اندازه نمونه‌های خارجی هست یا نه؛ باید از وزارت بهداشت پرسید اگر اثربخشی نمونه‌های خارجی بیشتر است، چرا آنها را از شمول بیمه خارج می‌کنید ولی اگر اثربخشی نمونه‌های ایرانی هم به اندازه خارجی‌هاست، چرا پزشکان ایرانی، اصرار بر خرید و تهیه‌ی داروی خارجی دارند؟! حتی در مراجعه برای درمان، در مواردی پزشکان روی کارخانه ساخت دارو هم «تاکید» دارند و با قاطعیت می‌گویند "حتماً فلان دارو را از بهمان برندِ خاص تهیه کن"؛ باید اثبات شود که نمونه داخلی این داروها همان میزان اثربخشی دارد وگرنه مردم هرگز نمی‌توانند خودشان را به خرید و مصرف داروهای کم‌کیفیت‌تر راضی کنند؛ آن هم زمانی که بحث سلامت خانوار و موضوع مهمی مثل سرطان مطرح است.حیدری معتقد است که گران بودن نمونه‌های


خارجی، محصول اثربخشی مناسب آنهاست. در حال حاضر جهش ارزی نیز، قیمت آنها را برای مشتری ایرانی به مراتب گران‌تر کرده‌است.او می‌افزاید: در این شرایط، خروج این داروها از شمول بیمه، می‌تواند هم سلامت بیماران کم‌درآمد را با خطر مواجه سازد و هم فشار بی‌سابقه‌ای بر معیشت خانوارهایی تحمیل کند که بیمار سرطانی در منزل دارند.
می‌خواهند منابعِ سازمان‌های بیمه‌گر را حفظ کنند
اما علت این خارج کردن این داروها از پوشش بیمه چیست؛ حیدری پاسخ می‌دهد: علت، فقط اجتناب از اثراتِ منفیِ افزایش نرخ ارز بر صندوق‌های بیمه‌گر است. این اتفاق به دنبالِ محدودیت‌های منابع مالی صندوق‌ها رخ داده‌است؛ هرچه فریاد زدیم مراقبِ منابع مالی سازمان‌های بیمه‌گر باشید، طرح تحول سلامت دارد سازمان‌های بیمه‌گر را نابود می‌کند و با این حساب، منابع مالی لازم برای اجرای تعهدات درمانی، باقی نمی‌ماند، کسی گوشش بدهکارِ این حرف‌ها نبود.این فعال کارگری معتقد است اکنون دولت و وزارت بهداشت در تنگنا افتاده‌اند و به طور مشخص، وزارت بهداشت که متولی اصلی تامین داروی کشور است و باید با ارز محدودی که در اختیار دارد، داروهای مورد نیاز مردم را وارد کند، دست به چنین اقداماتِ ایذایی زده تا بلکه بتواند هزینه‌های ارزی خود را کنترل کند.
چرا قبل از جهش ارزی اخیر این کار را نکردند؟!
حیدری تاکید می‌کند: این خروجِ غیرمترقبه از پوشش بیمه، فقط محصول افزایش قیمت ارز است و تاکنون سابقه نداشته که فلان برندِ دارو را از پوشش بیمه خارج کنند؛ اگر قرار به حمایت از داروسازی وطنی و جلوگیری از مصرف داروهای خارجی بود، چرا قبل از جهش ارزی اخیر این کار را نکردند؟! چرا امروز بعد از افزایشِ سرسام آور قیمت ارز به این صرافت افتادند که داروهای خارجی را از پوشش بیمه خارج کنند؟!
وی ادامه می‌دهد: اطمینان دارم این تصمیم در سلامت بیمارانِ سرطانی که در شرایط بسیار حساسی هستند، تاثیر منفی می‌‌گذارد و بیشترین آسیب را از این ناحیه، خانواده‌های کم درآمد متحمل می شوند؛ خانوارهایی که نمی‌توانند داروهای توصیه شده‌ی پزشک را با این قیمت ارز، از بازار آزاد تهیه کنند و به ناچار در شرایط ناگواری قرار می‌گیرند.
چشم امیدِ کارگران و کم درآمدها به همین صندوق‌های بیمه است
حیدری با بیان اینکه چشم امیدِ کارگران و کم درآمدها به همین صندوق‌های بیمه است، می‌افزاید: کارگر سی سال تمام حق بیمه می‌پردازد با این امید که اگر روزی خود و یا خانوده‌اش بیمار شد، بتواند از خدمات درمانی رایگان بهره‌مند شود؛ چه ظلمی بالاتر از این که این «حق» را از او بگیرند؟! خرج داروهای شیمی درمانی در هر ماه، چند برابرِ دستمزد ماهانه‌ی یک کارگر است! از کجا بیاورد که بپردازد؟!
این فعال کارگری در پایان به اظهارات مکررِ «وزیر بهداشت» در مورد بیماران خاص اشاره می‌کند و می‌گوید: وقتی وزیر بهداشت مملکت، در مورد بیمارانِ مبتلا به «ام‌اس» می‌گوید "چه لزومی دارد کلی خرج بیماری کنیم که در آستانه احتضار است و مرگ او را فقط برای  شش ماه به تعویق بیاندازیم"، دیگر چه توقعی دارید؟! همین نگرش و رویکرد است که به خروج داروهای سرطان از شمول بیمه می‌انجامد. استراتژی‌های وزارت بهداشت به ضرر محرومان و فرودستان تدوین شده و از این به بعد هم باید منتظر سناریوهای جدید بیشتری باشیم.

واکنش مطهری به نامه آیت‌الله یزدی

واکنش مطهری به نامه آیت‌الله یزدی
نایب رییس مجلس شورای اسلامی در واکنش به نامه آیت الله محمد یزدی به آیت‌الله شبیری زنجانی، درباره دیدار وی با سیدمحمد خاتمی، اظهارات وی را تهدیدآمیز و موجب وهن روحانیت و حوزه توصیف کرد و گفت: چه کسی گفته ملاقات یک مرجع تقلید با افراد سابقه‌دار در انقلاب که احیاناً انتقاداتی نیز دارند خلاف شؤون مرجعیت است؟ آیا شؤون مرجعیت را جناب‌عالی بهتر از خود مراجع تشخیص می‌دهید؟ مگر مردم باید با اجازه شما به ملاقات این و آن بروند؟!
در نامه علی مطهری خطاب به آیت‌الله محمد یزدی که در اختیار ایسنا قرار گرفته، آمده است:
«جناب آقای محمد یزدی دامت برکاته
با اهداء سلام، در خصوص نامه جناب‌عالی به آیت‌الله شبیری زنجانی، مرجع تقلید، چند نکته قابل ذکر است:
۱. در این نامه جناب آقای سید محمد خاتمی و همفکران ایشان را «افراد مسئله‌دار که برای نظام جمهوری اسلامی و مقام رهبری احترامی قائل نیستند» معرفی کرده‌اید و ملاقات با آنها را امری قبیح و موجب «ناراحتی و تعجب مقلدین و حوزویان» دانسته‌اید.
همه اینها نیاز به اثبات دارد. «مسئله‌دار» کسانی هستند که در سال ۸۸ تحت این عنوان که مقام رهبری از یک کاندیدای خاص حمایت می‌کند انتخابات را از حالت طبیعی خارج کردند و حق اعتراض معترضان را نیز به رسمیت نشناختند و آنها را برانداز نامیدند و شد آنچه که نباید می‌شد. در واقع چنین افرادی برای نظام جمهوری اسلامی و مقام رهبری احترامی قائل نشدند.
فرضاً بپذیریم جناب آقای خاتمی و همفکرانشان افرادی مسئله‌دار هستند که برای نظام جمهوری اسلامی و مقام رهبری احترامی قائل نیستند، قباحت ملاقات یک مرجع تقلید با آنها را از کجا درآورده‌اید؟ اگر مسئله‌دار هستند آیا نباید مسئله آنها حل شود؟ مراجع تقلید به مثابه چتری بر سر همه مردم و گروه‌ها هستند نه عناصری حزبی و جناحی.
ثالثاً ناراحتی و تعجب اکثر مقلدین و حوزویان از این ملاقات را از کجا به دست آوردید؟
۲. خطاب به آیت‌الله شبیری گفته‌اید «مقام و احترام شما در سایه احترام به نظام اسلامی حاکم، رهبری و شأن مرجعیت است».
به عرض می‌رساند مقام و احترام یک مرجع تقلید صرفاً در سایه احترام به نظام اسلامی حاکم نیست، بلکه بیشتر بستگی دارد به رفتار او در مقابل آن نظام که کارهای درست آن را تأیید کند و از کارهای نادرست آن انتقاد و از حقوق مردم دفاع کند. اساساً احترام هرکس تابعی از احترام و پایبندی او به حق و عدالت است. این تفکر شما ناشی از این فکر غلط است که نظام را معصوم می‌دانید.
علاوه بر این، مسئله طرفینی است، یعنی همان طور که مقام و احترام یک مرجع تقلید در سایه احترام او به نظام اسلامی حاکم است، احترام نظام اسلامی نیز در سایه احترام آن به مرجعیت است.
مسئله استقلال روحانیت و حوزه علمیه و مراجع تقلید از دولتها و حکومتها، مسئله‌ای است که سابقه طولانی در تاریخ تشیع دارد و به شدت مورد تأکید امام خمینی(ره) و شهید آیت‌الله مطهری حتی برای دوره جمهوری اسلامی بوده است. از نظر شهید مطهری روحانیت شیعه از نظر روحی متکی به خدا و از نظر اجتماعی متکی به مردم است و همیشه از دولتها جدا و در کنار مردم بوده است. این ویژگی حتی در جمهوری اسلامی نیز باید رعایت شود و روحانیت نباید دولتی و حکومتی شود. اصل ولایت فقیه در نگاه امام (ره) و شهید مطهری و مقام رهبری به این معنی نیست که سایر مراجع نادیده گرفته و احیاناً سرکوب شوند. به یاد دارم چند ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در مجلسی در قم فردی فریاد زد «برای سلامتی یگانه مرجع عالم تشیع حضرت آیت الله العظمی امام خمینی صلوات». پدرم ناراحت شد و آن فرد را صدا زد و به او گفت «این چه جمله‌ای بود که گفتی؟! ما غیر از امام مراجع دیگری هم داریم.» همین طور می‌دانید که ایشان در کتاب نهضتهای اسلامی از مراجع ثلاث آن روز و نقش آنها در پیشبرد نهضت در کنار امام خمینی به نیکی یاد می‌کنند؛ همه برای این که نهاد روحانیت اصالت دارد و باید حفظ شود نه فقط ولی‌فقیه.
۳. در پایان نامه خطاب به آیت‌الله شبیری فرموده‌اید «لازم است شؤون مرجعیت را رعایت فرموده و ترتیبی اتخاذ فرمایید این گونه مسائل دیگر تکرار نگردد».
اولاً خود شما با این جمله تهدیدآمیز شأن مرجعیت را رعایت کرده‌اید یا نه؟ ثانیاً چه کسی گفته ملاقات یک مرجع تقلید با افراد سابقه‌دار در انقلاب که احیاناً انتقاداتی نیز دارند خلاف شؤون مرجعیت است. آیا شؤون مرجعیت را جناب‌عالی بهتر از خود مراجع تشخیص می‌دهید؟ مگر مردم باید با اجازه شما به ملاقات این و آن بروند؟! ثالثاً این جمله را که به این مرجع عالیقدر دستور می‌دهید «این گونه مسائل دیگر تکرار نگردد» از چه موضعی می‌فرمایید. این جمله را فقط امام زمان علیه‌السلام می‌تواند به یک مرجع تقلید بگوید. در مجموع، نامه شما موجب وهن روحانیت و حوزه علمیه شد. امیدوارم به نحوی جبران بفرمایید.
با تقدیم احترام- علی مطهری

بازخوانی واکنش و اظهارنظرها به نامه آیت الله یزدی

بازخوانی واکنش و اظهارنظرها به نامه آیت الله یزدی
نامه آیت الله محمد یزدی رییس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به آیت الله سید موسی شبیری زنجانی از مراجع تقلید شیعه باعث ناراحتی مسوولان و برخی افراد دیگر شد و واکنش هایی را در پی داشت.
تصاویر منتشر شده از یک دیدار کافی بود تا رییس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، عکس العمل نشان دهد. ماجرا مربوط به دیدار آیت الله سید موسی شبیری زنجانی با آیت الله سید محمد موسوی خوئینی، غلامحسین کرباسچی، سیدمحمد خاتمی، عبدالله نوری، عبدالمجید معادیخواه و تعدادی دیگر و انتشار تصاویر آنها در فضای مجازی می شود که باعث شد تا آیت الله محمد یزدی طی نامه ای سرگشاده این مرجع تقلید شیعه را خطاب قرار دهد که دیدار وی با «افراد مساله دار» باعث «ناراحتی و تعجب مقلدین و حوزویان» شده است.نامه ای که آیت الله یزدی بنا به گفته خودش «به ناچار» «سرگشاده» نوشته زیرا «در دو مرحله با حضرتعالی مکاتباتی در مورد برخی از مسایل دیگر داشته ام که جواب قانع کننده ای دریافت نکردم» و سوالی که مطرح شده و به نظر جواب های قانع کننده ای داشته باشد که «چگونه می‌شود، حضرتعالی که فرصتی برای ملاقات با هیات رئیسه مجمع عمومی اساتید را ندارید، فرصت می‌کنید در منزل آقایی در تهران حاضر شوید و با این آقایان ملاقات داشته باشید!».
به هر صورت نوشتن چنین نامه سرگشاده ای باعث شد تا دیدگاه های و اظهار نظرهایی از طرف مسوولان و برخی افراد انقلابی درباره آن صورت گیرد که در ادامه از نظر می گذرانیم:
**میراث تاریخی تشیع را به تاراج نسپریم
یکی از واکنش ها به نامه سرگشاده آیت الله یزدی از ناحیه سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. صالحی در توییتر خود نوشت: «مرجعیت پشتوانه حفظ هویت شیعی است. مواظب باشیم مراجع پاک زیست را با تابلوی دغدغه مقدس حفظ نظام، موهن نکنیم و میراث تاریخی تشیع را به تاراج نسپریم».
**استعفای آیت الله محمد عندلیب همدانی
اما انتشار این نامه باعث واکنش ها درون خود حوزه نیز شد به نحوی که آیت الله محمد عندلیب همدانی در نامه ای خطاب به آیت الله یزدی از جامعه مدرسین استعفا کرد و نوشت: « نامه حضرتعالی به محضر مبارک مرجع بزرگوار شیعه حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی دامت برکاته هرگونه تردیدی را که تاکنون در باره ادامه عضویت در آن جامعه محترم داشتم مرتفع کرد چه اینکه به این نتیجه قطعی رسیدم که تفسیر من از استقلال حوزه و جایگاه رفیع مرجعیت با دیدگاه جنابعالی و همفکران شما در جامعه محترم مدرسین هیچگونه هماهنگی ندارد و عملا امکان همکاری وجود ندارد و لذا از ادامه عضویت در آن جامعه معذورم».
**آقای شبیری یک مرجع بسیار وارسته و با تقوایی است
آیت‌الله هاشم هاشم‌زاده هریسی عضو مجلس خبرگان رهبری در واکنش به نامه تند آیت‌الله محمد یزدی گفت: «باید حرمت مراجع حفظ شود. ما پیوسته به قدرت و حرمت مرجعیت نیاز داریم. تشیع و مسلمانان به جایگاه مرجعیت نیاز دارند. آقای شبیری یک مرجع بسیار وارسته و با تقوایی است که در علم درایه ید طولایی دارد و از لحاظ تقوا هم یکی از متقین قابل وصف و ذکر است. ایشان هر عملی انجام دهد با احتیاط و با دقت است. ایشان یک روشی دارد مبنی بر اینکه به مسائل نگاه می‌کنند که در اسلام هست یا نه تا بدعتی ایجاد نشود. ایشان واقعا از نظر علمی و تقوایی قابل تجلیل و حرمت هستند و هر کاری را با احتیاط اخلاقی انجام می‌دهند».
**نامه سرگشاده موجب نهایت تأسف و تأثر شد
در همین ارتباط آیت الله مهدی هادوی تهرانی طی پیامی نوشت: «خبر ناگوار نامه سرگشاده یکی از شخصیت های باسابقه حوزوی به یکی از مراجع بزرگ تقلید، در عین ناباوری و حیرت، موجب نهایت تأسف و تأثر گردید. بی شک، چنین ادبیاتِ دور از ساحت ادب، دل صاحب حوزه های علمیه، حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، را در این ایام حزن آل الله علیهم السلام، رنجاند و آن عزیز سفر کرده را که صد قافله دل همره اوست، آزرده خاطر ساخت. به راستی با وجود چنین رویکردی از سوی یک فرد کهن سال در حوزه علمیه قم، چه توقعی از طلاب تازه کار در زمینه رعایت ادب و ادبیات حوزوی می توان داشت؟!...».
**باید برای جامعه مدرسین و حوزه علمیه صد افسوس خورد
حجت الاسلام محمدتقی فاضل میبدی عضو مجمع مدرسین حوزه علمیه قم در یادداشتی نوشت: «نمیدانم نامه ای که بنام اقای یزدی خطاب به آیت الله شبیری زنجانی منتشر شده از خود آقای یزدی است یا دیگران بنام ایشان کتابت کرده اند؟ اگر از خود ایشان باشد،که ظاهراً هست، باید برای جامعه مدرسین و حوزه علمیه صد افسوس خورد که یک مرجع بزرگواری بمانند آیت الله شبیری زنجانی حق ندارد روزی باشاگردان قدیم خودش که مسولیت های بزرگی زمان امام داشته اند ملاقات نماید. جامعه مدرسین و حوزه علمیه چگونه می تواند با این تنگ نظری های دور از شان حوزه چراغ هدایت جامعه را بدست گیرد و نسل جوان را به اسلام و انقلاب جذب نماید؟»
**کسانی که در حد مرجعیت نیستند چگونه می‌توانند برای یک مرجع‌تقلید تعیین تکلیف کنند؟
آیت الله محسن غرویان استاد حوزه و دانشگاه نیز گفت: «مراجع در اظهارنظرهای فقهی و موضع گیری‌هایی که داشتند، آزاد بودند و این از افتخارات حوزه‌های علمیه و مرجعیت شیعه است که حوزه های علمیه، محل تبادل آزاد فکری و اظهار نظر اجتهادی بوده است. مردم توقع ندارند که این‌گونه اختلاف‌نظرها بین علما به شکل آشکار و علنی مطرح شود. اگر آیت‌الله یزدی نظری داشتند باید به شکل محرمانه به حضور مرجعیت آیت‌الله زنجانی ارسال می‌کردند. ولی این نوع شیوه مطرح‌کردن نظر جای تعجب دارد. به نظر من صلاح نبود که این نامه با چنین لحنی و به صورت سرگشاده نوشته شود. سوالی هم که برای بسیاری از فضلا، اساتید، طلاب و عموم مردم مطرح می‌شود این است؛ کسانی که در حد مرجعیت نیستند چگونه می‌توانند برای یک مرجع‌تقلید که از نظر علمی و فقهی در رتبه ای بالاتر قرار دارد، این‌گونه تعیین تکلیف کنند؟ با اینکه رقابت‌های ناسالم جناحی در میان برخی از حوزویان هم وجود دارد، ولی آیت‌الله شبیری زنجانی در میان حوزویان از شخصیت‌هایی هستند که چهره ایشان بیشتر فقاهتی است و بیشتر پژوهش و تحقیق در کارنامه آیت‌الله شبیری زنجانی می‌درخشد».
**این نوع حرمت شکنی حریمی را باقی نمی‌گذارد
علی شکوری راد دبیر کل حزب اتحاد ملت هم به این نامه واکنش نشان داد و در حساب توئیتری خود نوشت: «حضرت ‎آیت‌الله ‌یزدی! شما بخوبی مقام علمی، اخلاقی و مرجعیت حضرت ‎آیت‌الله ‌العظمی ‌شبیری‌زنجانی را می‌دانید. این نوع حرمت شکنی حریمی را باقی نمی‌گذارد و از کسی در مقام شما بعید است. آنکه در دفاع از او چنین کرده‌اید از این کار شما ناخشنود است. خداوند توفیق جبران به شما عنایت فرماید».
**خدا کند نامه ... درست نباشد
غلامعلی رجایی مشاور رسانه ای شهردار تهران در کانال تلگرامی خود به نامه آیت الله یزدی واکنش نشان داد و نوشت: «خدا کند نامه آقای محمد یزدی، به مرجع عالیقدر،آیت الله شبیری زنجانی درست نباشد، همو که من در آخرین سفرمشهد که درخدمت مرحوم هاشمی بودم، در ملاقاتشان حضور داشتم، از هاشمی شنیدم آقای زنجانی در مقطعی، استاد ایشان بوده است. آقای یزدی در بیانی که متاسفانه کمتر به آن توجه شد به حضور این مرجع عالی مقام و بیدار در منزل کسی که -خاتمی، مساله دار است و برای رهبری و نظام احترامی قائل نیستند اعتراض می کند».
**آیت‌الله شبیری یک مرجع تقلید ریشه‌دار و صاحب سلوک اخلاقی
حمیدرضا جلائی‌پور استاد دانشگاه و فعال سیاسی اصلاح طلب از سخن گفتن با زبان تهدید با آبروی حوزه ابراز تاسف کرد و آیت الله شبیری زنجانی را آبروی روحانیت مستقل شیعه خوانده و نوشت: «آیت‌الله شبیری یک مرجع تقلید ریشه‌دار و صاحب سلوک اخلاقی در حوزه علمیه قم است. مرجعیت او ساخته و پرداخته صدا وسیما نیست. او هیچوقت به اسلام‌اقتدارگرا اعتقادی نداشته و مبلغ آن نبوده است. زندگی خودش و همه فرزندانش کوچکترین تغییری با قبل از انقلاب نداشته است».
**اجازه نخواهیم دادکه به بهانه‌های واهی به ساحت مراجع اهانت شود
الیاس حضرتی نماینده مردم تهران در مجلس نیز در حساب توئیتری خود نوشت: «ما شیعیان مفتخریم که مراجع بزرگوارمان جز از خدای متعال از هیچ قدرتی اجازه نگرفته‌اند ومقید به قیود هیچ نهاد سیاسی یا اقتصادی نبوده‌اند. بی‌جهت نبوده که همواره مظلومان به بیوت مراجع پناه برده‌اند. ما مکلفان اما اجازه نخواهیم دادکه به بهانه‌های واهی به ساحت مراجع اهانت شود. فاین تذهبون».
**اهانت به علما اهانت به اسلام است
حجت الاسلام احمد مازنی رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی نیز نسبت به ای نامه واکنش نشان داد و کلامی از امام خمینی(ره) را در این باره در توئیت خود نوشت: «امام خمینی: من که اینجا نشسته ام دست تمام مراجع را می بوسم تمام مراجع اینجا نجف سایر بلاد مشهد مشهد تهران هرجا هستند دست همه علمای اسلام را من می بوسم ... اهانت به آنها اهانت به اسلام است».

احوالات ناوگان اتوبوسرانی در ساوه

احوالات ناوگان اتوبوسرانی در ساوه
بر اساس استاندارد جهانی و برنامه های کلان کشور، 75 درصد از جابه جایی های درون شهری باید توسط ناوگان حمل و نقل عمومی انجام شود.این در حالی است که بر طبق آمار ارائه شده توسط سازمان حمل و نقل بار و مسافر شهرداری ساوه، تنها 30درصد از شهروندان ساوجی از خدمات ناوگان حمل و نقل عمومی درون شهری استفاده می کنند.
استفاده از حمل و نقل عمومی در هر شهری از جمله شهرستان ساوه یکی از گام های مهم در کاهش آلودگی هوا ورفع بار ترافیکی شهر است.
ناوگان اتوبوسرانی در شهر ساوه با جابه جایی روزانه حدود33 هزار نفر از شهروندان ساوجی، نسبت به تاکسی ها سهم بیشتری از حمل و نقل عمومی را به خود اختصاص داده است. اما اینکه چرا از جمعیت 225 هزار نفری این شهر فقط تعداد اندکی از این ناوگان استفاده میکنند دلایل متعددی دارد که در این گزارش آن را بررسی میکنیم.
"م.فرزانی" در این خصوص به ایرنا گفت: برخی از این اتوبوس ها به علت فرسودگی صداهای گوش خراشی تولید میکنند و از امکانات گرمایشی و سرمایشی برخوردار نیستند و یا استفاده نمیکنند. "خانم شفیعی" یکی از ساکنین خیابان طالقانی نیز انتظار طولانی و گاها بی نظمی در آمد و شد اتوبوس ها را یکی از دلایل عدم علاقه اش به استفاده از این ناوگان عنوان کرد و افزود: دیر کردن اتوبوس مختص این خط به ویژه درهنگام غروب باعث ازدحام مسافرین در این ساعتها و موجب مشکلات زیادی از جمله سرقت کیف پول، گوشی موبایل و ... میشود.
"د.روشنی" از کمبود تعداد اتوبوس های این ناوگان سخن گفت و این کمبود را سبب ازدحام جمعیت درپایان ساعات اداری و هنگام تعطیلی مدارس عنوان کرد و افزود: تجمع مردم و تحمل فشار زیاد وارد شده، خصوصاً در برخی مسیرهای شهری باعث میشود تا در حین حرکت بعضی از مسافرین دچار آسیب شوند و حرکت اتوبوس و توقف آن به برخورد فیزیکی افراد با یکدیگر منجر شود. فرهاد محنتی نیز عنوان کرد:اکثر این اتوبوس ها فرسوده هستند و سریع و ایمن نیز نیستند و خدمات استانداردی به شهرواندان ارائه نمی دهند و هم چنین با بیان اینکه به فصل بارش و سرما نزدیک میشویم ایستگاههای اتوبوس اکثرا فاقد فضاهای مناسب برای انتظار در این شرایط جوی هستند.
تعدادی از شهروندان نیز از برخورد ناشایست برخی از رانندگان گله مند بودند و اظهار داشتند که مراعات شخصیت و معذوریت سنی مسافران را نمی کنند.
یکی از رانندگان نیز از کمبود حقوق خود شکایت داشت و می گفت با افزایش روز افزون قیمت ها و هزینه های زندگی حقوق دریافتی شان تغییری نکرده است و به طور نامنظم پرداخت می شود. راننده دیگر نیز از امکانات و خرابی قطعات وسیله نقلیه صحبت کرد و افزود: اتوبوسها فرسوده هستند و ما گاها به دلیل خرابی آنها نمی توانیم در ایستگاه حضور یابیم و به دلیل تورم و افزایش قیمت لوازم یدکی و ... پیمانکار به سختی از عهده ی مخارج بر می آید. موارد بالا که توسط تعدادی از شهروندان عنوان شد از جمله دلایل روی آوردن آنها به استفاده از خودروی شخصی برای انجام سفرهای درون شهری افزایش تعداد زیاد اتومبیل های تک سرنشین در سطح شهر است، غافل از آنکه جا به جایی های مکرر به وسیله خودروهای شخصی نه تنها ارز ش های انسانی را تقویت نمی کند بلکه افزایش هزینه های زندگی، ایجاد فاصله طبقاتی، از بین رفتن منابع کشور، افزایش آلودگی هوا و گرم شدن کره زمین را به همراه دارد. رئیس سازمان حمل و نقل و بار و مسافر شهرداری ساوه یکی از دلایلی که مردم ازناوگان اتوبوسرانی استفاده نمی‌کنند را مشکلات و کمبودهایی که در این حوزه وجود دارد، دانست و افزود: دلیل دیگر، عدم فرهنگ سازی در این زمینه است وبه طوری که در بین افکار عمومی اینطور تصور میشود که تنها اقشار کم درآمد از خدمات حمل و نقل عمومی استفاده میکنند. علی اصغر آرمیده بیان کرد: مردم باید به این باور برسند که استفاده از خدمات حمل و نقل عمومی از همه ی جوانب به نفع خود و کشورشان است و سازمان حمل و نقل و اتوبوسرانی نقش بسزایی بر این باور دارند.
وی در رابطه با وظایف سازمان حمل و نقل و بار و مسافرشهراری ساوه در ترویج استفاده از حمل و نقل عمومی به ویژه اتوبوس گفت: این سازمان موظف است با داشتن خودروهای استاندارد،آموزش ها ی تئوری و عملی لازم به رانندگان، کاهش زمان انتظار در ایستگاه ها و بالابردن کیفیت خدمات رسانی به افزایش رغبت مسافران برای استفاده از این ناوگان کمک نماید.
نوسازی و بهسازی ناوگان
آرمیده با بیان اینکه میانگین عمر ناوگان اتوبوسرانی شهرساوه حدود ۱۰ سال است ، گفت : ناوگان اتوبوسرانی این شهر ناوگان پیری است و سال 13۸۹ آخرین تاریخی است که در ساوه اتوبوس(35 دستگاه) خریداری شده است.
علی اصغر آرمیده از خرید بیست دستگاه اتوبوس و مینی بوس خبر داد و گفت: در صورت موافقت شورای اسلامی شهر و عدم برخورد
با مشکلات بانکی حداکثر تا اوایل آذر این تعداد دستگاه را تحویل مگیریم.
وی با بیان اینکه با توجه به اوضاع اقتصادی حاکم برکشور از سال 95 دولت مبلغی برای کمک به حمل و نقل عمومی در کشور تخصیص نداده است، تاکید کرد: تمام هزینه های خریداری این بیست دستگاه تنها از محل منابع اعتبارات شهرداری ساوه پرداخت می شود.
رئیس سازمان حمل و نقل و بار و مسافر ساوه گفت: در حال حاضر با توجه به کمبود نقدینگی، این سازمان در صدد است تا رویکردی تلفیقی داشته باشد و به بازسازی و نوسازی ناوگان بپردازد.
به صرفه نبودن حمل و نقل عمومی
آرمیده اظهار کرد: در کل حمل و نقل عمومی از لحاظ اقتصادی به صرفه نیست وطبق مصوبات، یک سوم هزینه حمل و نقل عمومی توسط دولت، یک سوم توسط شهرداری و یک سوم مابقی را مردم متقبل می شدند تا مردم مجبور نباشند همه هزینه ها را متقبل شوند.
وی افزود: از سال ۹۵ تا کنون در بودجه دولت مبالغی برای حمل و نقل پیش بینی می شود اما به دلیل کاهش درآمد دولت، این بودجه تخصیص داده نمی شود. به طوری که در گذشته برای خرید هر دستگاه اتوبوس هفده و نیم درصد مبلغ را شهرداری و مابقی را دولت موظف به پرداخت بود. علی اصغر ارمیده گفت: هر دستگاه اتوبوس باید روزانه ۱۷۵ هزار تومان درآمد داشته باشد تا قادر به تامین هزینه های خود باشد اما در حال حاضر مبلغ درآمدی بسیار پایین تر از این مبلغ است و پاسخگوی هزینه ها نیست و همین امر کیفیت خدمات رسانی به شهروندان را کاهش می دهد.
مسائل مربوط به رانندگان
رئیس سازمان حمل و نقل و بار و مسافر شهر ساوه در رابطه با مسائل مربوط به حقوق دریافتی رانندگان گفت: در حال حاضر صد در صد ناوگان اتوبوسرانی در شهر ساوه به شرکت های پیمانکار بخش خصوصی واگذار شده است و این بخش موظف است در چارچوب قانون کار حقوق رانندگان را پرداخت نمایند. آرمیده افزود: اگر این شرکتها به قوانین اداره کار پایبند نباشند و گزارشی در این مورد دریافت کنیم با شرکت مربوطه برخورد می شود. وی گفت: در سال های ۹۸ و ۹۹ قراردادها با بخش خصوصی خاتمه پیدا می کند و با شرکتهایی که عملکرد خوبی داشته اند همکار مان را ادامه میدهیم . علی اصغر آرمیده اظهار داشت: رانندگان در هنگام جذب از فیلتر هایی مانند عدم سوء پیشینه،عدم اعتیاد،تاهل و ... عبور می کنند و باید مورد تایید سازمان حمل و نقل و بار مسافر شهرداری ساوه قرار بگیرند و ادامه داد: ممکن است در گذر زمان شرای احراز شده تغییر کنند و یا تخلفاتی را مرتکب شوند که این تخلفات توسط بازرسین ما رسیدگی می شود و برخوردهای لازم از جمله اخطار، جریمه، توقیف و در مواردی باطل کردن پروانه فعالیت و ... صورت می‌گیرد. وی با توجه به کمبود نیرودر حوزه ی بازرسی سازمان و افزایش وظایف آنها گفت: شهروندان میتوانند بهترین بازرسین ما باشند و از مردم خواستار شد تا برای بالابردن خدمات‌دهی این ناوگان و احقاق حقوق شهروندی خود با این سازمان همکاری داشته باشند و برای بیان شکایات، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود با شماره های ذیل تماس بگیرند:   08642235200 - 08642220855
در حال حاضر 67 دستگاه اتوبوس در 22 خط و در قالب یازده شرکت اتوبوسرانی در شهرساوه و روستاهای اطراف فعال هستند.
گزارش:سمیرا عارفی مجد

خون مردم در شیشه بانک ها

خون مردم در شیشه بانک ها
محمد مهران نژاد

محمد مهران نژاد
بانکها با سودهای سرسام آور و ایجاد هفت خوان رستم بر سر راه دریافت کنندگان وام ، خون مردم را در شیشه کرده اند .
وقتی نام  بانک خون مطرح می شود منظورم مخزنی نیست که در آن انواع گروه های  خونی اهدا شده را پس انداز می کنند تا هرگاه بیمارانی به خون نیاز پیدا کردند بی درنگ از آن استفاده کنند وجان انسانهارا نجات دهند.
امروزه بانکهایی که به خاطر سود کلان بانکی خون مردم را در شیشه می کنند عینیت مصداق آن مد نظر  نگارنده است. متأسفانه نداشتن سرعت عمل  بانکها در استان در ایجاد  طرح های اشتغالزا یک معضل عمده است. مضاف بر آن ،بانکها متخصصان  کافی برای طرح های کشاورزی را ندارند وهمین مسئله روند بررسی طرح های اشتغال زایی حوزه کشاورزی را کند کرده است.
باید عملکرد بانکها زیر ذره بین قرار بگیرد .بانکها قویاً در ایجاد  بحران اقتصادی  در کشور دخیلند  وتحقیقات در این زمینه موید این ادعاست. افرادی که از بانکها با سود بیشتری وام دریافت کرده اند دچار فشار خون شده و پرداخت اقساط با خون لخته شده در بدن پرداخت می شود از  آنجا که بانک ها از چارچوب وظایف خود خارج شده اند براساس اولین قانون بانکی که در سال 1306 به تصویب  رسیده وظیفه بانک دریافت ودیعه های نقدی و قراردادن آن برای بخش های صنعت، تجارت و زراعت است.
 بانک باید سپرده های مردم را جمع آوری و به بخش تولیدی و تجارت تزریق کند .اما این بانکها  از این ماموریت خود دور شده و روی به بنگاه داری آورده اند که باید بانک مرکزی با  اعمال سیاست های اصولی آنها را به سمت وظیفه اصلی خود سوق دهد.
 راستی آبا رفتار بانکها و بازار پولی کشور منطبق با سیاست  های حمایت از تولید ملی ، اقتصاد مقاومتی و جهاد اقتصادی است؟ چرا بانک ها که روزی پشتوانه تولید محسوب می شدند امروز مورد اعتماد نیستند .با این روند نمی توان به اهداف وچشم انداز های خود در حوزه اقتصادی نایل آیند اگر قانون طی ادوار گذشته به درستی اجرا می شد این همه انحرافات در سیستم بانکی وحود نداشت اگر سهم بندی بانک ها و بنگاهها که تسهیلات دریافت می کنند به روشنی مشخص باشد دیگر سیستم اقتصادی با مشکلات فعلی مواجه نخواهد شد.متاسفانه رانت های حاشیه ای  در ارائه تسهیلات  بانکی ایجاد شده است  و مدیران راحت طلب بیشتر به دنبال منافع خود هستند و بعضی ها هیچ گونه تخصصی  از تجربه بانکداری ندارند.
با اینکه  اقتصاد  ،بانک محور است به آن ایراد کلی وارده شده است .رکود اقتصادی فعلی کشور و بحران بیکاری ناشی از عملکرد ضعیف بانکداری است مدیریت در شبکه بانکی با ضعف هایی توام است تا بانکها اصلاح نشوند جامعه به بیراهه می رود و گشایشی در رفع مشکلات موجود مشاهده نخواهد شد.
وجود بانک یک ضرورت  است و اساساً بدون بانک نمی توان مبادلات و فعالیت های بزرگ اقتصادی کرد.
 موضوع چک هم یکی دیگر ازمشکلات جامعه است و آمارهای زندانیان   موید این ادعاست .بانکها باید به کسانی که توان پرداخت وام را دارند و از عهده داشتن چک بر می آیند وام و چک بدهند .بنا به گفته آیت الله جعفر سبحانی موضوع اخذ دیر کرد از نظر  اسلام حرام است  و به نوعی ربا محسوب می شود و متاسفانه مشکل آن هنوز در کشور حل نشده است.
 متاسفانه گرفتن دیر کرد امری رایج شده و باید این مشکل حل شود تا بانکها دچار خسران نشوند .باید اذعان داشت سود بانکی  در کشورهای غربی بین 4 تا 6 درصد است اما در بانکداری  اسلامی تا 22 درصد از مردم سود می گیرند که در آمد آن به جیب بانک می رود .
رجوع به اظهارات و تاکیدات مراجع تقلید درباره  غیر اسلامی و نامشروع بودن فعالیت بانک ها شاید مرهم زخم نظام بانکداری کشور نباشد اما می توان امیدوار بود  با همفکری اساتید برجسته حوزه و مسئولان بلند پایه اقتصادی راه حل معقولی برای به حداقل رساندن مشکل مردم پیدا شود و شکوفایی اقتصاد کشور را در پی داشته باشد.
آنهایی که از مرکز استان لرستان عبور کرده اند در خیابانهای شهر نظاره گر این همه بانک که چون قارچ از زمین روییده شده اند  بوده اند.
آیا بانکها در این شهر به سود بیشتر می اندیشند یا شکوفا بودن اقتصاد؟ یا مبارزه بی امان با بحران بیکاری و یا نیمی از جمعیت کم درآمد  لرستان ،اگر بانکها در این زمینه موفقیتی کسب کرده اند جهت تنویر افکار عمومی اعلام نمایند.
خیابانهای خرم آباد  به تصرف بانکها در آمده اند .هر جا که نگاه می کنیم  بانک می بینیم  .یک بانک  آمده تا برای خودش صادرات  و واردات  انجام دهد بانکی دیگر آمده تا اختلاسی در حد ملی در آن  رخ دهد. یک بانک دیگر  آمده تا با وعده ملت را سرگرم کند آن  یکی موسسه مالی -اعتباری تاسیس  کرده تا خودش و شرکایش را به سامان برساند .انکی دیگر آمده تا حسرت رفاه را بردل کارگران بگذارد .
بانک دیگری هم راه اندازی شده تا به تجارت خودش برسد. دیگری آمده  در خدمت کشاورزان باشد بانک دیگری آمده تا برای خودش سرمایه ای درست کند. دیگر بانک می خواهد آینده خویش را بسازد. بانک دیگری آمده تا به توسعه تعاون استان کمک کند.
بانک مسکن آمده تا افراد  فاقد مسکن را با سود کلان خویش به خوردن قرص مسکن ترغیب کند. بانک انصار آمده تا به یاری افراد نیازمند جامعه بشتابد اینهمه بانک و صندوق قرض الحسنه که با دریافت 20 میلیون تومان 5 ساله 40 میلیون تومان وام می دهد و اعلام می دارد  سود بانکی 4 درصد  است یک ریاضیدان برجسته هم حتی از حل این مسئله عاجز و ناتوان است.
امروزه بانکها به خوبی نمی توانند گره ای از مشکلات درهم تنیده مردم را باز کنند .برای صنایع راکد استان بانک صنعت و معدن  هم نتوانسته است چاره ای بیندیشد. بسیاری از طرح های نیمه تمام استان با آنکه کلنگ آنها دل زمین را شکافت بدون حمایت بانکها از پیشرفت فیزیکی خوبی برخوردار نیستند.
اخذ وام از بانکها بدون دو ضامن معتبر مزید برعلت شده است .بعضی ها برای گرفتن وام دو میلیون تومانی ضامن معتبر میخواهند.ماهها به طول می انجامد تا وام گیرنده آن را دریافت کند .اما پرداخت  پولهای کلان بانکی افرادی آشنا و صاحب نفوذ می خواهند.
بخاطر فقر مالی که بسیاری از مردم لرستان با آن مواجه اند، تنها با دریافت وام، چرخ زندگی آنها می چرخد .
به جرأت می توان گفت بسیاری از خانواده ها زیر قسط وام بانکها گرفتار شده اند ونیمی از خودروهای سطح خیابانهای خرم آباد تحت سیطره وام بانکها هستند که حتی تسهیل در رفت و آمد عابران پیاده را مختل کرده اند .
هستند افرادی که بدون تحقیقات بانکها وام باغداری می گیرند و پول وام را در جای دیگری خرج می کنند و یا با پول وام حفر چاه ،راهی یک کشور خارجی می شوند .آن چنان نظارتی  در این خصوص از طرف بانکها اعمال نمی شود .
کافی است یکی از شهروندان با یک روستایی با یکی از کارکنان بانک رفاقت و یا ارتباط نزدیکی داشته باشد دریافت وام بدون معطلی پرداخت وکارمند مربوطه برای خوردن گوسفند و دنده کباب راهی روستا می شود و با دریافت روغن حیوانی و کره محلی به خانه بر می گردد
امروزه بانکها به خوبی نمی توانند گره ای از مشکلات درهم تنیده مردم را باز کنند برای صنایع راکد استان بانک صنعت و معدن  هم نتوانسته است چاره ای بیندیشد .بسیاری از طرح های نیمه تمام استان با آنکه کلنگ آنها دل زمین را شکافت، بدون حمایت بانکها از پیشرفت فیزیکی خوبی برخوردار نیستند.

222.jpg

لکان و گلان دو تیره از طایفه بزرگ کاروسیان

لکان و گلان دو تیره از طایفه بزرگ کاروسیان

حسین بیرانوند نویسنده تاریخ سیاسی قوم کاسیت چاپ 1395 صفحه های 81 و 82 به نقل از اردشیر خداییان کتاب جلد سوم چاپ1381 می نویسد که دسته سوم از کاسپین ها در نواحی جنوب غربی ساحل خزر ماندگار شدند و به تدریج به طرف داخل فلات ایران سرازیر شدند (ص 81و 40) و نیز ما ازچگونگی ورود این دسته به داخل فلات ایران تا حدودی بی اطلاع هستیم ولی می دانیم که این دسته در ربع اول هزاره سوم (3000 و 2750ق م) به نواحی شمالی لرستان کنونی رسیده اند(ص 41)برخی مورخان بزرگ بین مردم لر و کوسه ای ها تمایز قایل شده اند و کوسه ای ها را کردان امروزی قلمداد کرده اند(42)اگر این قول را صحیح بدانیم باید مواردی را مورد اصلاح و تجدید نظر قرار دهیم نخست آن که اگر بپذیریم که با ورود کاستی ها به جغرافیای کنونی لرستان فعلی هیچ کس در آن سرزمین وجود نداشته پس به کاربردن مردم لر بی معنا خواهد شد ولی چنانچه بر عکس این قضیه اتفاق بیفتد و مردمی در آن هنگام در این سرزمین وجود داشته اند آنها چه کسانی بوده اند آیا باید به ایلامی ها اندیشید قدر یقین آن که کاسی ها بعد از ورود به فلات ایران در زاگرس مرکزی متوطن شده اند و جلوداران و پیش قراولان آنها تا لرستان کنونی پیش رفته اند  به نظر می رسد که آن دسته از جامعه ی لرها (43) که هنوز از طریق دامداری اعاده ی معیشت می کنند را می توان آنان را از اخلاف لرستان فعلی برشمرد(44) ص 83
درمورد نام شناسی کاسپیان در فلات ایران هنوز به نتیجه قطعی نرسیده است فرضیه هایی که تاکنون ارائه شده است صرفاً از روی تشابه اسمی ارائه شد، سندیت قانونی ضعیف الاحتمالی دارند بطور مثال آمده است که نام دریای خزر اول کاسپین بوده است(40 هرتسفلد کاشن همان ص 355) کوسه ها در لرستان یا کشکوهای فارس و بوشهر را به این گروه یعنی کاسی منتسب کرده اند تمامی این احتمالات صرفاً از روی تشابه اسمی اتفاق افتاده و مدلل چندان پایداری در این زمینه وجود ندارد.
ضرورت دارد در این جا توضیح کوتاهی در مورد ریشه تاریخی و واژه لر داده شود نخستین باری که این واژه یا نام در تاریخ نمود می یابد حداقل در تحقیقات مربوطه به دوران حکومت کولتی نینورتا 1243 و1207 ق م)پادشاه آشور است در کتیبه های به جا مانده از این پادشاه آشوری آمده است که وی پس از تثبیت موقعیت برتری خود بر بابل به آن سوی ذاب علیا که سرزمین های گوتیوم لولو بیوم و للر یعنی بخش هایی از زاگرس که حاشیه نفوذ دولت ایلام بودند تاخت و آنها به تصرف خود درآورده است دومین باری که این واژه در منابع تاریخ شرق نزدیک آمده است مربوط به کتیبه های شلمنسردوم(858 و 824 ق م ) پادشاه آشور می باشد بعد از آن در کتیبه های مربوطه به حمله شامشی(823 و811) اشاره شده است.
در کتیبه های آداد پنجم آشور آمده است به غیر از کتیبه های پادشاهان آشور این واژه با نام للر در کتیبه های تپتی هومیان انیشوشیناک(652-664 ق م) آمده است در یکی از این کتیبه های پادشاه ایلامی وی از پیروزی های بزرگ سرزمین شریرو بر مردم لالاریپ یادکرده است منظور وی از سرزمین شریر در کتیبه های این پادشاه ایلامی همان سرزمین انشان است که قوم پارس در آن زمان بر آن جا مسلط شده بودند و حکمران آنها در این زمان چیش پیش(675-645 ق م) دومین  حکمران سلسله هخامنش بود مردم لالاریپ در شمال ایلام باستان به سر می بردند پسوند ئپ در واژه لالاریب و زبان ایلامی ها و کاسی ها و حتی گویش های رایج در نواحی شمال و مجاور نشانه جمع بوده است پس لالاریب همان لالار و لالار همان لر امروزین است دیاکنف می گوید واژه للر یا لر معنای سرزمین کوهستانی را می رساند همودر جای دیگری می گوید عنصر لر به زبان محلی به معنای کوه بوده است» منظور وی از زبان محلی زبان ساکنان قدیم کوه های زاگرس یعنی گوتی ها و لولوبی ها می باشد زیرا لولوبیان به نواحی کوهستانی لر می گفتند و دیاکنف 1377 ص 490 و477 برای اطلاع بیشتر از کتیبه های آشوری مراجعه شود به جلد اول و دوم کتاب های لوکن بیل  او اولین کسی بوده که متون آشوری را ترجمه کرده است.
طرح این سئوال که این دسته از کاسی ها که به داخل فلات ایران سرازیر شده اند تاکجا ایران پیش رفته اند الزامی به نظر می رسد آیا اینان در کل فلات ایران متوطن شده اند یا در برخورد با ایلامیان باستان در لرستان کنونی سکنی گزیده اند.تاریخ فعلاً پاسخی برای این سئوال ندارد و یافته های نام شناسی هم به صورت متراکم در گوشه گوشه ی فلات ایران یک سان مشاهده می شود البته نام های دیگری در جای جای فلات ایران وجود دارد که از لحاظ ریشه ای به کاسپین ها بر می گردند ولی در خصوص این گونه نام ها نمی توان با قطعیت سخن بیش تری گفت مثلاً نام طایفه کشکولی های جنوب کشور ایران و یا نام طایفه کوسه ای های لرستان کنونی در نواحی مرکزی و جنوبی لرستان فعلی به هیچ گونه داده ای نام شناختی ای مواجه نمی شویم ولی برعکس در نواحی شمالی لرستان این داده ها کم و بیش وجود دارند و این پدیده به صراحت به ما می گوید که محل اصلی استقرار اقوام کاسی به طور عمده نواحی شمالی لرستان جدید و زاگرس مرکزی بوده است هرچند که بعد از فتح شهربابل و تخسیر کل قلمرو ایلام و سده های بعد در کل ایران پراکنده شدند ولی در همان ابتدای ورود آن ها در نواحی شمالی لرستان متوطن شدند گویاترین سند این ادعا می تواند تپه کاسیان در شمال  لرستان ضلع شمال شرقی بیرانشهر که خرابه ی آن بعد از هزاره ها هنوز خود نمایی می کند. ص 84.
امروزه در لرستان کنونی دو گویش لری و لکی مکالمه می شود و گویش لری عمدتاً در نواحی مرکزی جنوبی و شرقی استان و گویش لکی(ص45 و 85)عمدتاً در نواحی شمال غربی مکالمه می شود گویش لری بیش تر بازبان فارسی قرابت دارد و می توان آن را فارسی دری و یا پارسی باستان در این خطه دانست ولی گویش لکی بیش تر با زبان مردم گیلان و مازندران مرتبط است با احتیاط می توان گفت گویش های لکی حسنوندها و بیرانوندهای(همان بازمانده ی زبان کاسی ها به حساب آورد)ولی با تکیه بر تحقیقات میدانی تا حدود زیادی این فرضیه ثابت کرد که کاسی ها چقدر در لرستان سکونت داشته اند ولی یافته های تاریخی موید این فرضیه هستند که اینان تقریباً هزار سال در این خطه به سر برده اند و در این مدت طولانی اسکان آن ها در لرستان و زاگرس و زاگرس مرکزی بوده است و اطلاع ما از شیوه معیشت آن ها بسیار اندک است زیرا هیچگونه کاوش باستان شناسی صورت نگرفته است ولی می دانیم که آن ها در این زمان ص87 یک زندگی نیمه اسکان یافته داشته و از طریق دامداری در کوه ها امرار معاش می کرده اند هنوز هم جمعیت عظیمی از ساکنان نوار شمالی لرستان از طریق دامداری و قشلاق و ییلاق اعاده معیشت می کنند می توان دریافت که سرزمین ایران در دوران های تاریخی چندان تغییری نکرده است و همان اوضاع و احوال که راه و رسم زندگی مردم را در روزگار کهن در این فلات تعیین کرده است هنوز همچنان وجود دارد 47 البته مردم شناسان می گویند زندگی شبانی روشی است پیشرفته و رشد کرده که پس از روستا نشینی و جامعه کشاورزی پدید آمده است و این جامعه اخیر هم پیش از مرحله شکار پیدا شده است ص 88 )جای که امروزه لک زبانان در لرستان کنونی سکونت دارند.
به معنای دقیق کلمه همان جایی است که در عصار   کهن کاسی ها سکونت داشته اند نمی توان گفت که لک زباننان شمال لرستان کنونی بازماندگان همان کاسی ها هستند یا نه در این نکته شک و تردید وجود دارد زیرا به معنای عام کلمه ما می دانیم که لکان و گلان دو تیره از طایفه بزرگ کادوسیان بودند که در نواحی جنوب غربی دریاچه خزر تا سرزمین ارمنستان سکونت داشتند خود کادوسیان شاخه ای از سکاها بودند بعدها گلان ها به جنوب غربی دریاچه خزر (کاسپین) رفتند و نام خود را بر آن سرزمین نهادند (گیلان) ولی لکان در جغرافیایی وسیع تری پراکنده شدند و عمدتاً در قفقاز و گرجستان و ... متوطن شدند دامنه ی شمالی این عده تا اوکراین هم پیش رفته است متحمل اینکه عده ای از لک زبانان شمالی را دامنه جنوبی همان لکان بدانیم که وارد فلات ایران شده اند لک زبان های شمال لرستان از نظر گویش خود به چند دسته تقسیم می شوند مثلاً گویش سلسله و دلفان با گویش بیرانوند متفاوت است به نظر می رسد هرچند که گویش بیرانوند با گویش مردم دلفان تقریباً همخوانی زیادی دارد ولی یک تقسیم بندی کلی می توان گفت در مجموع لک زبان های شمال لرستان به دو دسته تقسیم می شوند لک زبان های بیرانوند(بیران شهر کنونی) و نیز شهرستان زاغه باجولوندها و لک زبان های سلسله و دلفان می توان به عنوان ساکنان اولیه سرزمین (لکان)و طوایف لک در غرب وجنوب غربی کشور به حساب آورد.
پس با این تفصیل می توان اجداد مردم لرستان را مردمی متمدن و پیشرفته به حساب آورد گواه این تمدن می تواند علاوه برمدلل بالا به این همه مفرغ و برنز اشاره کرد که به اشکالی گوناگون و خارق العاده ذهن و فکر بیشتر مردم را به خود درگیر نمودند در میان اسناد به دست آمده مربوطه به تاریخ ایلام باستان مشاهده می شود. که در سده بیست و چهار ق . م) سرزمینی به نام کاشن در شمال دولت ایلام باستان و در جایی که امروزه لرستان کنونی قرار دارد وجود داشته است.شاید بتوان گفت این کاشن همان تپه کاسیو امروزین در شمال لرستان است البته هیچ گونه داده باستان شناسی ای ولو به صورت اختصار در دست نیست و این فرضیه ی تنها یک فرض بوده که حدودی بر داده های نامشناختی استوار است تقریباً تمامی منابع موجود بر این ادعا که کاسی های ایران از زمان های بسیار قدیم که یاد و خاطره آن در ذهن انسان نمی گنجد در بخش مرکزی رشته کوه های زاگرس مرکزی که امروزه به لرستان معروف است و در مجاورت  جنوب همدان متوطن بوده اند مهر تأیید زده اند شاید هم تپه گیان نهاوند باشد این تپه در 19 کیلومتری جنوب غربی شهر نهاوند و 2 کیلومتری سراب گیان و در کنار روستایی به همین نام قرار دارد به عنوان یکی از قدیمی ترین آثار تاریخی قابل بازدید و تحقیق می باشد.  
نام کاشن 53 می تواند دآخرین نمود و نمایش کاسپین های هزاره پنجم و چهارم ق م  در نواحی غربی ایران باشد که در لرستان سکونت داشته اند بار تولد کاسپیان و کاسیان ها را یکی می داند و پی را علامت جمع می شمارد 52 هرتسفلد در تایید این ادعا پسوند پ را برای زبان های ایلامی و کاسی و گویش رایج در نواحی شمالی و مجاور به کار برده است اینان تا آغاز هزاره دوم ق م در لرستان امروزین و زاگرس مرکزی حضور داشتند .
این نویسنده تاریخ قوم کاسیت آقای بیرانوندی می افزاید امروزه کل آن در شمال شرق بیرانشهر در لرستان و تپه گیان نهاوند برجای مانده است.
41.....1374 ص 121
42.....1381 ص 155     82
هرسفلد ص355-187 چاپ 1381
یارشاطر155 چاپ 1381
تاریخ سیاسی قوم کاسیت ص 91-92-81-82-83-87-88-89
گویش لکی و تپه کاسیو(کاسیان) ص 85 و 87
فرای ص 16 چاپ 1385
علی یف 348/108 همان 92 چاپ اقرشاهی تهران 1392/1390
خدائیان اردشیر مهر 62-82 و 9پ81 تاریخ ایران باستان چاپ 1378 جلد دوم و ششم
لوکن بیل جلد اول و دوم ص 82 و 83 قوم کاسیت
حسین بیرانوندی تاریخ سیاسی قوم کاسیت انتشارات شاپورخواست خرم آباد
تار یخ ایلات و طوایف لرستان زنده یاد محمدرضا والیزاده معجزی با اشاره ای به نژاد ایل بیرانوند می نویسد
طبق روایاتی که سینه به سینه به سالخوردگان فعلی ایل مزبور رسیده بیرانوندها از نسل مرد عربی به نام هجالی بوده اند که ظاهراً از هجاز به لرستان آمده و شاید هیجالی محرّف هجازی بوده باشد آنها می گویند هیجالی در معیت یک نفر از علویان که شاهزاده ابراهیم نام دارد و در منطقه دلفان مشهور به بابای بزرگ می باشد به دلفان لرستان وارد شده به روایتی از هجاز آمده و متولی این علوی شد و در آن جا رحل اقامت افکنده است و چون مرد فاضلی بوده خود دارالتربیه ای در منطقه دلفان تأسیس کرد شاهزاده ابراهیم به علل سیاسی یا غیرسیاسی به دلفان آمده و در آن جا دارلتربیه ای دایر کرده عده ای از طلاب در آن دارلتربیه و مدرسه نزد او مشغول علوم دینی می شوند و از آن جمله جوان عرب بنام حجازی(هیجالی) که از عربستان آمده نزد شاهزاده ابراهیم به تلمذ می پردازد و یک نفر از خوانین دلفان برای نیل به هدف خاصی یکی از دختران خود را نذر (بابابزرگ) می کند و از انفاسی قدسیه آن علوی مقصودش برآورده می شود و چون دختر به سن بلوغ می رسد نزد بابای بزرگ رفته و می گوید دختر نذری من به سن رشد رسیده در این مورد چه می فرمایید بابای بزرگ می گوید این جوان طلبه ای که نژادش عرب است از عربستان آمده جوانی فاضل و با تقوا می باشد و به نظر من برای همسری دخترشما مناسب است خان دلفان که به (بابای بزرگ) ارادت دارد و غرضی غیر از جلب رضایت نداشت دختر را با تیپ خاطر به عقد هجازی (هیجالی) درآورد و بدون مخارج او را به خانه اش فرستاد.
زنده‌ياد محمدرضا والي‌زاده معجزي
در اثر ارزشمند تاريخ ايلات و طوايف لرستان تأليف آن فقيد سعيد
چاپ 1395 ارديبهشت جانان خرم‌آباد به نقل از روايت شفايي بدون نام از راوي متذكر شده است كه سرسلسلة بيرانوندها فردي عرب‌تبار موسوم به (هيجالي) كه همراه شاهزاده‌ ابراهيم (بابابزرگ) به منطقة دلفان در لرستان آمد و در آنجا رحل اقامت نموده است و نيز اين نقلِ‌ قول در ذهن خوانندگان عزيز اين سؤال را تداعي مي‌كند كه زمان هجرت شاهزاده و فرد عرب (هيجالي) نام در چه سنيني و چه زماني بوده و با اين فرضيه كه فرد عرب (هيجالي) حدود 25 سال سن داشته اند كه حداقل جهت سفر از كشوري به كشور ديگري عزیمت كرده باشد پس با اين حدسيات می توان گفت که (هيجالي) 25 سال قبل از ساخت بناي امامزاده ابراهيم بايد به سرزمین لرستان آمده باشد و نیز بر اساس نوشته حكاكي شده روي كتيبه مقبرة امامزاده ابراهيم او در (525 ق قرن پنجم) هجري قمري بنا نهاده شده و با اين حساب ورود هيجالي 25 سال قبل از رحلت شاهزاده ابراهيم بوده بر اساس نوشته کتیبه ی سنگ قبر حكاكي شده كه نشان دهنده ثبت رحلت وي می باشد را بايد دانست و نیز با اين حدسيات ورود هيجالي را به سرزمين لرستان در قرن 500 قمري باید بحساب آورد پس با اين احتمال و فرضيه‌هايي كه نمي‌توان روي آن‌ها به طور يقين حساب كرد و همچنين با توجه به شجره بيرانوندها از هيجالي يعني اول صفوي پیدایش سرسلسله بیرانوند و نیز ورود هيجالي به خاك دلفان لرستان 925 سال قبل بشمار می رود كه حدود 9 قرن و اندي محسوب مي‌شود پس با اين حساب تا قرن پنجم قمري 400 سال و نيز (4 قرن) فاصله دارد نمي‌تواند اين ادعا را ثابت کرد و نيز گفته اكثر مورخين لك بيرانوند را يكي ايلات لك لرستان دانسته‌اند كه ريشه ای در دل تاريخ دارد و نیز از اين ايل به عنوان يكي از اصيل‌ترين ايلات لك لرستان ياد شده جهت اطلاع بيشتر به مطالب لگان در همين روزنامه مراجعه شود. و همچنين به فرهنگ رشيد بررسي تطبيقي زبان لكي و ريشه‌يابي تاريخي قوم لك در غرب و جنوب ايران مراجعه و با توجه به توضيحات و مستندات تاريخي قوم لکان سرسلسلة تيره‌اي از كادوسيان (كاسيت) بوده نيز بيرانوندها به عنوان شاخه‌اي از آن بايد به حساب آورد. با اين توضيحات بيرانوند هيچ‌گونه سنخيتي با عرب ندارد و هر گونه روايات شفاهي بدون پايه و اساس نسبت به اين ايل مردود و صحت ندارد.
پژوهش و نگارش: محمدرضا رشيدي
چاپ 1396 خرم‌آباد انتشارات شاپورخواست

ایران تشنه و محیط‌زیست درخطر است

اقلیم کشور ما در حال تغییر
ایران تشنه و محیط‌زیست درخطر است

اشاره:
مصرف بی‌رویه منابع آبی کشور موضوعی است که رفته‌رفته شرایط ذخایر آبی را با مشکل مواجه خواهد کرد به‌طوری‌که اگر اقدامات لازم برای مقابله با این مشکل پیش‌بینی نشود دیگر در مهروموم‌های آینده حتی با صرف هزینه‌های هنگفت نمی‌توان تدابیر مناسبی برای مقابله با کمبود آب اتخاذ کرد.
به گزارش ایرنا، متأسفانه شرایط خشک‌سالی و کاهش بارندگی کشور موضوعی است که بناتر شرایط جوی و آب و هوایی تقریباً از حیطه بشر خارج است و تنها مدیریت هر آنچه از بهابازارها نصیب کشور خواهد شد، می‌تواند در برنامه مورداستفاده قرار گیرد.

استقبال از سال نو با گرانی لحظه به لحظه کالاها

 معصومه صالحی
در حالی که قیمت انواع کالاهای اساسی طی روزها و هفته های اخیر در بازار رو به افزایش است و هر روز دامنه این افزایش قیمت ها گسترش بیشتری می یابد؛ در کمال ناباوری شاهد آن هستیم که دولت و مقامات ارشد اقتصادی در این خصوص سکوت اختیار کرده اند.
به گزارش خبرنگار ما؛ طی هفته ها و روزهای اخیر اخبار متعدد و پراکنده ای از افزایش قیمت کالاهای مختلف در گوشه و کنار شهر به گوش می رسد؛ این در حالی است که حتی برگزاری نمایشگاه های فروش بهاره که با هدف تنظیم  بازار و عرضه کالاها از تولید به مصرف صورت گرفته نیز به نظر می رسد  در عمل

با شکست مواجه شده است. 

حالت های رنگی