امروز: پنج شنبه 25 مرداد 1397 برابر با 16 آگوست 2018

ریشه کن کردن معضل کودکان خیابانی عزمی جدی می طلبد

کودکانی که هر روز کار می کنند
ریشه کن کردن معضل کودکان خیابانی عزمی جدی می طلبد
معصومه صالحی

دو کودک حدودا 10 - 12 ساله با ظاهری نامرتب و لباس هایی کثیف روی پله ای در گوشه ای از خیابان ولیعصر نشسته اند. دخترک سرش روی پای پسربچه در خواب عمیق عصرگاهی و پسر بچه در حال شمردن پول هایی است که از فروش آدامس ها و شکلاتهایش تا این ساعت به دست آورده است. رهگذران هم خیلی بی توجه از کنارشان رد می شوند و پسربچه هر از گاهی سرش را بالا می آورد و با التماس از رهگذران می خواهد که از او خرید کنند. کمی آن طرف تر دختر بچه هفت ساله ای که کوله ای بر پشت دارد و کیسه ای بر دست و لک های سفید رنگی بر روی صورتش وارد اتوبوس می شود و به تک تک مسافران حاضر در اتوبوس وسایلش را برای خرید نشان می دهد و وقتی می بیند که خریداری نیست کمی روی دو پایش می نشیند تا خستگی پاهایش در آید و نا امید از اتوبوس بیرون می رود. پیش خود فکر می کنم که صبح هنگامی که به سرکار می رفتم این دختر بچه را دیدم که مشغول فروش وسایلش بود و حالا که عصر از محل کار به منزل می روم و او هنوز کار می کند. باز پیش خود فکر کردم که در این مدت چند بار سوار اتوبوس و مجددا پیاده شده است تا شاید آدامسی، کشی و یا چیز دیگری به مسافران بفروشد.

این روزها کودکان کار را بیشتر از سایر روزها در سراسر شهر می بینیم. دختران و پسران خردسالی که آینده سازان این مرز و بوم هستند به جای اینکه پشت نیمکت های مدارس در حال آموزش و یادگیری باشند؛ در داخل اتوبوس ها و یا در ایستگاههای خطوط اتوبوسرانی مشغول کارند؛ کاری که چندان خوشایند ظاهر شهر و دیارمان نیست.
چندی پیش در یک برنامه تلویزیونی مجری برنامه از یکی از کودکان کار پرسید چه آرزویی داری و کودک در جوابش گفت هیچ آرزویی ندارم همیشه کار کرده ام و هیچ وقتی نداشته ام که به آرزوهایم فکر کنم.
اگرچه همه ما آدمها در طول زندگی خود بارها و بارها با کودکان کار روبه رو شده ایم اما اکثر ما خیلی بی تفاوت از کنار آنها گذشته ایم و شاید با کمی دلسوزی و ترحم چیزی از آنها خریده ایم و این کار شده تمام تعهدی که به همنوع خود داریم.
زمانی که خیلی از ما آدمها در ماشین های خود پشت چراغ قرمز نشسته ایم این دختران و پسران زحمتکش از کنار ما رد شده اند و با التماس از ما خواسته اند که  از آنها فال، دستمال جیبی، گل، بیسکویت، شکلات و ... بخریم؛ اما ما با بالا بردن شیشه های خود از آنها روی برگردانده ایم. کودکان کار هم فرزندان این مرز و بوم هستند و حق استفاده از تمامی امکانات این شهر و دیار را دارند اما بسیاری از آنها از لحاظ سلامتی با مشکلاتی مواجه هستند و تعداد زیادی از آنها به مدرسه نمی روند و یا حتی سواد خواندن و نوشتن هم ندارند. در حالی که برخی از هم سن و سالانشان در مناطق مرفه شهر در مدارسی ویژه تحصیل می کنند و در کنار آن هم کلاس های فوق برنامه آموزشی - تفریحی می روند.
بیشتر ما آدمها در طول روز شاهد حضور بیش از پیش کودکان کار و یا همان کودکان خیابانی هستیم، کودکانی که روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود و با وجود فراوانی شان گویا هیچ کس آنها را نمی بیند و یا اینکه نمی خواهد ببیند. کودکانی که به اجبار شرایط زندگی خانوادگی و یا تامین معیشت خود مجبورند در این روزهای سرد و هوای آلوده به کسب درآمد بپردازند. این روزها دیگر ظاهر کودکان کار نیز تغییر کرده است. اگر پیش از این کودکان خیابانی با گل فروشی، فال فروشی، وزن کشی و ... و فقط در برخی از ساعات روز و یا هفته در خیابان ها مشغول کار بودند اما امروز هم وسایل متنوع تری را می فروشند و هم اینکه در اکثر روزها و ساعتهای هفته در شهر تردد دارند.
گروهی از آنان که حدودا 7 یا 8 نفری می شوند و بیشتر در ایستگاه جمهوری و چهارراه ولیعصر دیده می شوند کیسه ای به دست دارند که در آن دستمال جیبی، جوراب مردانه و زنانه، آیینه، کش موی سر،  چسب زخم، لاک پاک کن و ... وسایلی از این دست قرار دارد و این کودکان با اصرار زیادی از مسافران اتوبوس ها می خواهند که از این وسایل خریداری کنند.
گروهی دیگر از آنان نیز با دست گرفتن ادوات موسیقی همچون دف، تنبک، تار و ... و خواندن آهنگ هایی با لهجه های خاص خود دقایقی مردم را سرگرم کرده و با این کار به کسب درآمد می پردازند.
برخی از این کودکان بسیار مظلوم و مودب هستند و برخی دیگر از آنها که البته تعدادشان کم هم نیست رفتارهای سمج گونه و به دور از ادب دارند و مصرانه می خواهند که کالاهایشان را بسیار گران تر از قیمت واقعی به فروش برسانند.
اگرچه این کودکان دلایل گوناگونی برای کار کردن خود به این شیوه بیان می کنند اما پر واضح است که بسیاری از آنها فقط به خاطر سود افرادی که این کودکان را اجیر کرده اند مجبور به کار هستند و به جای اینکه ساعتهایی از وقت خود را به تفریح، بازی و آموزش بگذرانند مجبورند ساعت های متمادی و حتی در ساعات پایانی شب به فروش وسایل گوناگون بپردازند.
وقتی با برخی از آنها که صحبت می کنی دوست ندارند پاسخگوی سوالات بی شمارت باشند و خیلی سریع از مقابلت رد می شوند و این موضوع خود نشان دهنده آن است که خود کودکان کار چندان هم از وضعیت خود راضی نیستند. اگر به این موضوع به صورت ریشه ای توجه نشود و در حل مشکلات این کودکان تدابیر ویژه ای اندیشیده نشود به طور حتم شمار این کودکان بیش از این خواهد شد که همین موضوع مشکلات، ناهنجاریها و معضلات متعدد دیگری در سطح شهر بوجود خواهد آورد. معضلاتی همچون اعتیاد، انحرافات اخلاقی، لا ابالی گری و ...
در یکی از خطوط مترو با دو کودک خردسال روبه رو شدم که تلفن همراه به دست داشتند و مشغول تماشای تصاویر و فیلم هایی به دور از سن و سالشان! حال این کودک که هیچ کنترلی نمی شود و خیلی آزادانه هر کاری که بخواهد انجام می دهد ممکن است در مواجه با کودکان هم سن و سال خود آنها را نیز آسیب پذیر کنند. در نتیجه پر واضح است که تردد این کودکان در گوشه و کنار شهر هم برای خود این کودکان و هم برای سایر افراد جامعه مشکل آفرین خواهد بود.
چندی پیش یکی از کارشناسان امور اجتماعی با بیان اینکه پدیده کودکان کار به مرز هشدار رسیده است گفت که همه کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه با این معضل مواجه اند. به گفته وی موضوع کودکان کار و خیابانی در ایران یک موضوع با اهمیت بوده و یکی از مشکلات کشور عدم هماهنگی بین سازمان های ارائه کننده خدمات حمایتی و آسیب های اجتماعی است.
به عقیده اکثر کارشناسان امروزه به دلیل افزایش آسیب های اجتماعی از جمله اعتیاد، طلاق، بی سرپرستی و بد سرپرستی کودکان از خانه های خود فرار کرده و به شهرهای بزرگ می روند و به کارهای پست چون دست فروشی، واکس زنی، گل فروشی و ... می پردازند. با توجه به اجرای طرح تحول سلامت که این روزها مورد توجه اکثر مسئولان قرار گرفته است حداقل در بخشی از این طرح به منظور کاهش آسیب های اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی گروه های آسیب پذیر به ویژه کودکان کار در خصوص راهبردهای اصلی سلامت اجتماعی اقدامات موثرتری صورت گیرد.
در پایان امید است مسئولان ذی ربط با برنامه‌ریزی‌های کارشناسی شده و محکم به گونه ای اقدام کنند که در نهایت به بهبود وضع کودکان خیابانی منجر شود.#

اضافه کردن نظر


حالت های رنگی