امروز: جمعه 04 فروردين 1396 برابر با 24 مارس 2017

logo95

سونامی موسیقی خیابانی در تهران

لردا طولابی
در را که پشت سرم بستم راهی محدوده خیابان ولیعصر شدم .قدم زدن در این خیابان بلند و بی انتها به من حس خوبی می داد. از سروها و آبراهه هایش گرفته تا نوازنده های دوره گرد و خیابانی. به ویژه اینکه در این مسیر هر روز شاهد افراد و گروه های مختلف موسیقی خیابانی هستیم که هر کسی با سازش در گوشه ای از این خیابان در حال هنر نمایی است.هنوز چند قدمی بیشتر نرفته بودم که صدایی حواسم را جلب کرد ،صدای گیتار بود دخترکی در گوشه ای از خیابان با نواختن گیتار فضا را نشاط بخشیده بود. اين داستان هر روزه تهران است از ابتدای میدان ولیعصر تا ميدان تجريش و به سمت ونک و ... که مي‌رويم خوانندگان و نوازندگان مختلفي ديده مي‌شوند که ساز به دست در ميان هياهوي عابرين پياده و شلوغي خيابان‌ها مي‌خوانند و مي‌نوازند. نزدیک تر که شدم صورت جوان و زیبایش بیشتر مرا مجذوب خودش کرد .نزدیکش نشستم تا قطعه آهنگی که می نواخت را تمام کند. در این میان گاهی کسی بر روی جعبه اش اسکناسی می انداخت.
قدمت موسیقی خیابانی در دنیا
اجرای موسیقی در خیابان پدیده تازه ای نیست و در ایران و جهان سابقه طولانی دارد. تاریخ فعالیت نوازندگان و خوانندگان خیابانی در دنیا به سال 1850 و انگلستان باز می گردد. مردم انگلستان ۱۶۳ سال است که با صدای موسیقی خیابانی آشنا هستند . این گروه ها در خارج از کشور با نام های هنری خاصی فعالیت می کنند.یکی از معروف ترین ها جیپسی کینگ است؛ هنرمند اسپانیایی تباری که به علت سبک خاص و مردم پسند خود در کنسرتی که سال 1991 در سنترال پارک شهر نیویورک برگزار کرد، توانست 30 هزار تماشاچی را به محل اجرایش بکشاند.فستیوال های موسیقی خیابانی هم در اروپا تبدیل به یکی از فستیوال های جدی شده است و سالانه هنرمندان زیادی را دور هم جمع می کند.
اما در ایران حدود ۵۰ سال است که این موسیقی جایی در خیابان ها پیدا کرده است.که متاسفانه می توان گفت بی اهمیت ترین ژانر موسیقی در ایران را می توان همین نوع خیابانی اش ذکر کرد. با وجود اینکه در سال های اخیر هنر موسیقی خیابانی در کشورمان بیشتر جان گرفته اما هنوز خبری برای سر و سامان دادن به این نوازنده ها از طرف مسئولان به گوش کسی نرسیده و همچنان در خیابان ها می نوازند.بسیاری از این نوازندگان دارای تحصیلات عالیه از دانشگاه های معتبر تهران هستند اما به دلایل مختلف از جمله بیکاری مجبور به انتخاب این شغل شده اند.
در تعریف هنر خیابانی آمده است: «هنر خیابانی به نوعی از آثار هنری اطلاق می شود که در مقابل آثار هنری رسمی موزه ها، کلیساها و گالری ها سربرآورده است. این آثار هنری، گاهی به اشتباه با هنر گرافیتی یکی درنظر گرفته می شوند، اما باید دانست که گرافیتی زیرمجموعه یی از هنر خیابانی است. گرافیتی شامل دیوارنوشته ها، انواع طراحی هایی که روی دیوارها صورت می گیرد یا حتی کندن لایه های گچی دیوار برای طراحی شکل مورد نظر است. این در حالی است که هنر خیابانی عام تر از گرافیتی است. چسباندن پوستر های مختلف، استفاده از استنسیل به عنوان الگوی طراحی یا زدن برچسب های مختلف روی دیوار را نمی توان در حوزه گرافیتی قرار داد. تئاتر، نوازندگی، دیوار نوشته ها و... همه این هنرها جزیی از طیف گسترده هنر خیابانی محسوب می شوند.»
این مهم پدیده ای تازه در کشور نیست چه در ایران چه جهان سبقه ای طولانی دارد.برخی از روی علاقه به نوازندگی و خوانندگی این کار را در ملا عام انجام می دهند و برخي ديگر از نوازندگان خياباني هم نوازندگي را براي به دست آوردن پول و امرار معاش انجام مي‌دهند.که متاسفانه در تهران بیشتر شاهد دسته دوم در گروه های سنی مختلف گوشه کنار خیابان ها به ویژه خیابان ولیعصر هستیم.
در کشور ما نیز هم اين پديده به ويژه در سالهاي اخير رونق يافته و جوانان نوازنده با سازهاي ايراني و غربي در کوچه و خيابان به اجراي زنده موسيقي مي‌پردازند. در اين ميان گروه‌هاي مختلفي نيز هستند که به دليل مشکلات برگزاري کنسرت در خيابان مخاطبان خود را جذب مي‌کنند و بسياري نيز از همين راه به شهرت رسيده اند. يکي از همين نوازنده‌ها دختر جوانی است در در هفته چند روز را به خیابان های تهران پناه می آورد تا هنرش را برای مردم به اجرا در آورد و درآمدی کسب کند.
نشستم تا قطعه آهنگش را تمام کرد من و دیگر افرادی که آنجا بودیم برایش دست زدیم و از او تشکر کردیم برخی روی کیس سازش پول انداختند و بعضی دیگر هم بی تفاوت از کنارش گذشتند.
گفتم :میشه اسمتو بدونم ؟ گفت : نه و دوست ندارم صحبت کنم.
گفتم : خانم گل اگه وجود من آزارتون می ده باشه من می رم. خندید و گفت: من خانم گلم؟
گفتم : آره کی گل تر از شما، ماشاالله از انگشتاتون هنر می باره .بیشتر خندید و ادامه داد: گل که به خیابون نمی آد تو خونه کنار خونوادشه نه مثل من بیاد تا بهش پول بدن.حتی گاهی مثل گدا با من برخورد می کنن.انگار من آمده ام گدایی. نه به خدا من کارم رو دوست دارم نوازندگی رو دوست دارم اگه دوست نداشتم که دانشگاه هنر نمی رفتم. می رفتم گدایی.آب دهانش را قورت می دهد و با بغض می گوید: خب پس چطور خرج زندگی و دانشگاهم را تامین کنم؟ تا بابام بود خوب بود اما حالا دیگه چاره ای جز این نداشتم که علاقمو بیارم تو خیابونا .مردم از مسئولا خیلی مهربونترن. گفتم مگر مسئولان از دل همین مردم نیستند: گفت چرا اما حالا که رفتن پشت کی به فکر من و امثاله منه . دیدی می گم دوس ندارم زیاد صحبت کنم واسه همینه.
گفتم خانم گل من اومدم به حرفات گوش بدم راحت باش.حالا جدی درآمدش برات خوبه: آهی کشید و گفت: بستگی به پاتوق ما داره و جایی که قراره بریم اینکه تا چه حد اونجا رفت و آمد دارن. اگه جایی که انتخاب می کنیم خوب باشه هم شانس برخورد با آدم حسابی ها رو بیشتر داریم هم پول بیشتری به ما می رسه.
پرسیدم اگه یه روز همه نوازنده های خیابونی رو به کار بگیرن توام قبول می کنی : نه ، مکث کرد ، حالا اگه درآمدش خوب باشه آره می رم. من به کارم علاقه دارم.
گفتم می شه ازت یه عکس بگیرم: گفت بگیر ،شالش را روی صورتش کشید تا چهره اش مشخص نباشد و...
از او جدا شدم و به سمت سینمای آفریقا حرکت کردم. . صدای آرشه ویلونش به گوش می رسید . این نوازنده می گوید: بیش از 18 سال است که این کار را انجام می دهم و امرا معاش می کنم . آقا مهدی گفت: راستش را بخواهید اگر یک روز این کار را انجام ندهم انگار چیزی گم کرده ام. اوایل در کوچه ها می گشتم و اما حالا که سنم بالاتر رفته ترجیح می دهم هر چند ساعت یکبار در گوشه ای بنشینم و برای مردم بنوازم. او درباره کارش گفت: مردم برداشت های مختلفی از این کار دارند. بعضی ها فکر می کنند کسانی که کنار خیابان سازمی زنند گدا هستند اما واقعا اینطور نیست ما نه دستمان را جلوی کسی دراز کرده ایم و نه به زور از کسی طلب کمک کرده ایم .ما در ازای هنرمان کسب درآمد می کنیم و برای کسی ایجاد مزاحمت نداریم.
در سال های اخیر موسیقی خیابانی رشد بسیار زیادی در ایران داشته است. به جز تهران در شهرهای دیگر کشور نوازنده های مختلف تصمیم گرفته اند تا برای ارتباط بیشتر با مردم این کار را انجام دهند.این روزها زندگی بخصوص در شهر های بزرگی چون تهران با تنش و استرس بیشتری برای ادامه زندگی همراه است. و گاهاً همین موسیقی خیابانی برای لحظاتی هرچند کوتاه فشارهای ذهنی عابرین را می کاهد و به صورت توقف گاهی برای چند لحظه آنها را از هیاهو و چه کنم های ذهنی شان دور می کند.
" دکتر امان‌الله قرائي‌ مقدم‌، جامعه‌ شناس، در خصوص نوازندگان خياباني و افرادي که به انجام اين کار مي‌پردازند، معتقد است: از ديدگاه علم جامعه‌شناسي، نوازندگي خياباني را نمي‌توان شغل به حساب آورد‌؛ هر چند در بعضي موارد درآمد خوبي را نصيب افراد مورد نظر مي‌کند اما به علت شادي، نشاط و انبساط خاطري که در مردم به وجود مي‌آورد، نبايد آن را جزو مشاغل کاذب به حساب آورد. نواختن موسيقي توسط نوازندگان خياباني در افزايش کارايي و بازدهي کاري برخي افرادي که در طول روز، اين پديده را مشاهده مي‌کنند، اثرگذار است و سبب شادابي روحيه آنها نيز مي‌شود. "
موسیقی خیابانی در سال های گذشته محدود می شد به دوره گردانی که در محله ها نوازندگی می کردند و بیشتر با نواختن آهنگ های کوچه بازاری به تکدی گر معروف بودند. اما در سال های اخیر با عوض شدن چهره فرهنگی در جوامع امروزی و همچنین به سبب تغییر و تحولات اجتماعی و فرهنگی در سطح کشور و زندگی افراد اجرای موسیقی خیابانی رشد چشمگیری داشته است .این روزها گروه‌های موسیقی و اعضای آن با شناخت کامل نسبت به جریان موسیقی روز دنیا و دارا بودن سواد آکادمیک کنار خیابان‌ها و در پیاده‌رو مشغول به اجرای موزیک مورد علاقه خود برای مردم هستند و از این راه نیز امرار معاش می‌کنند.امید که مسئولان بعد از گذشت این همه سال و کثرت بیش از پیش نوازندگان راه چاره ای را برای گرد هم آمدن این هنرمندان گمنام فراهم کنند.

سونامی موسیقی خیابانی در تهران: موسیقی،تهران،هنر،ساز،آهنگ،موزیک،دوره_گرد،موسیقی_خیابانی،اجتماعی،فقر،عابر،ولیعصر

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

حالت های رنگی